پشیمانی

از شهر داستان‌نویسان گالیمالوا
پرش به ناوبری پرش به جستجو

پشیمانی

تعریف

پشیمانی یک احساسِ دردناک، فعال و به‌شدت خودتنبیه‌گر است که بلافاصله (یا پس از یک تاخیر کوتاه) پس از انجام یک کار، گفتن یک حرف، یا اتخاذ یک تصمیمِ اشتباه به وجود می‌آید. تفاوت پشیمانی با «حسرت» در زمان‌بندی و ماهیت آن است؛ حسرت معمولاً مربوط به گذشته‌ی دور و مسیرهای از دست رفته است (ایستاده و نگاه به عقب)، اما «پشیمانی» معمولاً آنی، تند و زنده است (انگار هنوز دودِ اسلحه به مشام می‌رسد). پشیمانی، صدای درونیِ ضمیر است که می‌گوید: «این کار را نکن!» دقیقاً در لحظه‌ای که کار تمام شده است. در داستان، پشیمانی نقطه‌ی عطفِ تغییرِ رفتار شخصیت است.

نقش پشیمانی در داستان

پشیمانی معمولاً در موقعیت‌های زیر ظاهر می‌شود و تنش دراماتیکِ صحنه را به اوج می‌رساند:

  • بستنِ تلفن پس از یک دعوای بی‌دلیل و شدید با عشق زندگی
  • امضای یک قرارداد بد و تماشای خروجِ طرف مقابل از اتاق
  • پرتاب کردن و شکستنِ یک شیءِ ارزشمند در لحظه‌ی خشم
  • دادن یک راز مهم به فردِ نامناسب
  • رفتنِ یک دوست از درِ خانه پس از یک تهمت بی‌اساس
  • خروج از یک موقعیت با عصبانیت و درک کردنِ اینکه راه برگشتی نیست

شدت‌های پشیمانی

عذاب وجدان خفیف ← پشیمانی ← ندامت شدید ← خودکشی روانی (و در حالت افراطی: جنونِ جبران)

نشانه‌های ظاهری

چهره

  • تغییر فوریِ حالت چهره (از خشم/قاطعیت به رنج و حیرت)
  • سفید شدنِ ناگهانیِ رنگ صورت (خون از صورت می‌رود)
  • اخمِ درهم‌رفته‌ی دردناک (انگار سردرد شدیدی گرفته است)
  • باز ماندن دهان و حالت بهت‌آور

چشم‌ها

  • گشاد شدنِ چشم‌ها در لحظه (شوکِ درکِ اشتباه)
  • دویدنِ سریعِ نگاه به سمت شیء یا شخصی که آسیب دیده
  • بستن محکم و پنهان کردن چشم‌ها (ناتوانی در دیدن نتیجه‌ی کارش)
  • پریدن اشک به چشم‌ها (نه گریه، بلکه فقط ترشح اشک)

دهان

  • گشودن دهان برای گفتنِ «صبر کن» یا «برگرد» اما خفه شدن صدا
  • مکیدنِ ناگهانی و محکم هوا (Hiss)
  • گاز گرفتنِ شدید لب تا ایجاد زخم یا خونریزی
  • بلعیدنِ دردناک و واضح بزاق (Gulp)

دست‌ها

  • برداشتنِ دست به سمت جلو (ژستور حرکتی برای گرفتن یا متوقف کردن چیزی که دیگر دیر شده)
  • گره کردنِ محکم مشت‌ها و فشردنشان به سینه یا شقیقه
  • پوشاندن صورت با دست‌ها (حالت شرمندگی و پناه بردن)
  • لرزشِ شدید و غیرقابل کنترل دست‌ها

بدن

  • عقب‌نشینیِ ناگهانی (عقب رفتنِ قدم‌ها در حالی که هنوز ایستاده است)
  • کول کردن (خم شدن ناگهانی به سمت جلو و گرفتن وسط بدن با دست‌ها)
  • از دست دادن تعادل و نشستنِ ناگهانی روی نزدیک‌ترین سطح
  • خشک شدن و قفل شدن تمام عضلات در یک ثانیه

= زبان بدن

بدن فرد پشیمان، بدنِ کسی است که می‌خواهد زمان را به عقب برگرداند اما نمی‌تواند.

  • بدن به سمت اشتباه متمایل می‌شود اما نمی‌تواند حرکت کند.
  • وضعیتِ جنینی (جمع شدن به شکل توپ برای محافظت از خود در برابر دردِ درونی).
  • تمایل شدید به لمس کردن شخص آسیب دیده (برای اثبات اینکه هنوز ارتباط برقرار است).
  • بی‌قراریِ شدیدِ فیزیکی (تکان دادن پا، عقب و جلو رفتن).

تغییرات صدا

  • زمزمه‌ی التماس‌آمیز و تکراری (مثل: «نه... نه... منو ببخش...»)
  • صدای گرفته و خشنِ ناشی از گریه‌ی فروخورده
  • inability مطلق در تکلم (فقط صدای نفس‌ها شنیده می‌شود)
  • تغییر لحن از حالت تهاجمی به حالت التماس در کسری از ثانیه
  • گفتن جملات ناقص (مثل: «من منظورم این نبود که...»)

واکنش‌های جسمانی

  • احساس سوزشِ ناگهانی در قفسه سینه (درد فیزیکیِ پشیمانی)
  • تپش قلب به شدت تند و نامنظم (Panic attack خفیف)
  • احساس تهوع و سرگیجه
  • عرق کردنِ سردِ ناگهانی (به‌ویژه در کف دست‌ها و پشت گردن)
  • گرگرفتگی شدید یا پریدن رنگ

افکار شخصیت

ممکن است شخصیت با خودش فکر کند:

  • خدایا چه کردم؟
  • چرا زدم؟ چرا دهنم باز شد؟
  • برگرد! فقط یه ثانیه برگرد!
  • خراب شد... همه چیز خراب شد.
  • نمی‌تونم با خودم کنار بیام.

رفتارهای رایج

  • زدن دکمه‌ی عقب (Undo) در کامپیوتر با دست‌های لرزان
  • برداشتن تلفن برای تماس گرفتن و قطع کردن آن در وسط شماره‌گیری
  • جمع کردن تکه‌های یک شیء شکسته (مثل یک لیوان) به امسال چسباندن آن
  • دنبال کردن فردی که از خانه رفته در خیابان
  • تکرار مداومِ عبارت «ببخشید»

رفتارهایی که الزاماً رخ نمی‌دهند

یکی از اشتباهات رایج نویسندگان این است که پشیمانی را همیشه با التماس، گریه و اعترافِ فوری نشان می‌دهند. همه افرادِ پشیمان:

  • اعتراف نمی‌کنند.
  • عذرخواهی نمی‌کنند.
  • گریه نمی‌کنند.

ممکن است شخصیتی در اوج پشیمانی، هیچ واکنشی نشان ندهد، دندان‌هایش را روی هم بکوبد، بشیند و سکوت کند. یا برعکس، با خشمی وحشتناک فریاد بزند: «حقش بود!» (مکانیزم دفاعی برای پنهان کردن پشیمانی).

اشتباهات رایج نویسندگان

  • او از پشیمانی گریه کرد.
  • پشیمانی وجودش را فرا گرفت.
  • با پشیمانی به او نگاه کرد.

کلیشه‌ها

پشیمانی فقط زدن کف دست به پیشانی و گفتن «وای چه کار کردم» نیست. گاهی پشیمانی:

  • خیره شدن به درِ بسته است.
  • نگاه کردن به دست‌های خود و احساس کردن آن‌ها به عنوان ابزارِ جرم است.
  • بوسیدنِ یک عکس و پنهان کردن آن در کشو است.
  • پرتاب کردن خودکار به دیوار و بلافاصله رفتن برای جمع کردن آن است.

نمونه‌های کوتاه

  • دهانش را باز کرد، اما فقط هوا به شکل یک هیس بیرون آمد.
  • به دستش نگاه کرد؛ انگار دستِ شخص دیگری بود.
  • گفت: «من...» و دستش را دراز کرد، اما در نیمه‌ی راه خشکش زد و عقب کشید.
  • چشم‌هایش را بست و سرش را به دیوار کوبید؛ فقط یک بار.
  • لیوان شکسته را در دست گرفت و تکه‌ها را به هم چسباند؛ انگار می‌توانست آن را زنده کند.
  • زانوهایش سست شد و روی لبه‌ی تخت نشست.

نمونه داستانی تألیفی

در بسته شد. صدای برخورد چوب با چارچوب، مثل یک سیلی در اتاق پیچید. نگاهم به در دوخت. دستم هنوز در هوا بود؛ دستی که دقایقی پیش، انگشتش را روی دکمه‌ی قفل فشار داده بودم. دلم فشرد. لب پایینم را گاز گرفتم تا جایی که طعم خون در دهانم پخش شد. به سمت در رفتم، دستگیره را چرخاندم. قفل بود. پیشانی‌ام را به چوب سرد در چسباندم. نفس‌هایم به شکل هیس بیرون می‌آمدند. فقط چند ثانیه پیش، او گفته بود «من رفتم» و من گفته بودم «برو». حالا کلمه‌ی «برو» مثل یک تیغ در گلویم گیر کرده بود.

تمرین

شخصیتی را تصور کنید که در یک جلسه‌ی کاری، به همکارش تهمت بزرگی زده و همکارش در جلوی همه ساکت شده، لبخند تلخی زده، وسایلش را جمع کرده و بدون هیچ حرفی جلسه را ترک کرده است. بدون استفاده از واژه‌های «پشیمان»، «ندامت»، «عذاب وجدان»، «اشتباه» و «حسرت»، احساس شخصیتِ تهمت‌زننده را در ۲۰۰ کلمه توصیف کنید.

احساسات نزدیک

حسرت، عذاب وجدان، ندامت، شرم، خجالت، خودکم‌بینی

احساسات متضاد

رضایت، افتخار، قاطعیت بی‌رحمانه، اطمینان، پذیرش

واژگان مرتبط

پشیمان، نادم، عاصی، سوزناک، حسرت‌خور، زبون، شرمنده، خوار، متاسف، معذب، دردمند، سوزان، کلافه.