عجله

از شهر داستان‌نویسان گالیمالوا
پرش به ناوبری پرش به جستجو

عجله

تعریف

عجله حالتی است که در آن فرد تلاش می‌کند پیش از رسیدنِ زمانِ مناسب، نتیجه‌ای را به دست آورد یا تصمیمی را اجرا کند. عجله معمولاً از احساسِ فشار، ترس از دست دادنِ فرصت، بی‌حوصلگی یا ناتوانی در تحملِ ابهام شکل می‌گیرد. فردِ عجول اغلب سرعت را با پیشرفت اشتباه می‌گیرد؛ در حالی که حرکتِ سریع همیشه به معنای حرکتِ درست نیست. تفاوت عجله با سرعت در این است که سرعت می‌تواند همراه با دقت و برنامه‌ریزی باشد، اما عجله معمولاً بخشی از فرایندِ فکر کردن و دیدنِ پیامدها را حذف می‌کند. در داستان، عجله یکی از نیروهای مهمِ تصمیم‌گیری است؛ زیرا شخصیت را در موقعیتی قرار می‌دهد که باید میانِ آرامش و اقدامِ فوری، میانِ ترس و عقل، انتخاب کند.

نقش عجله در داستان

عجله معمولاً در موقعیت‌های زیر ظاهر می‌شود و باعثِ شکل‌گیریِ تعارض می‌گردد:

تصمیم گرفتن بدونِ بررسیِ کافی.

گفتنِ حرفی که بعداً پشیمانی به همراه دارد.

ترک کردنِ مسیری پیش از رسیدن به نتیجه.

اعتماد کردنِ سریع به فردی ناشناخته.

تلاش برای جبرانِ گذشته با یک حرکتِ ناگهانی.

انتخابِ راهِ کوتاه به جایِ راهِ درست.

شدت‌های عجله

شتابِ کوچک ← بی‌حوصلگی ← تصمیمِ عجولانه ← رفتارِ تکانشی ← خراب کردنِ چیزی ارزشمند برای رسیدنِ فوری

نشانه‌های ظاهری

چهره

بی‌قراری.

نگاهِ ناآرام.

نشانه‌های فشار و انتظار.

واکنش‌های سریع به اتفاقات.

چشم‌ها

حرکتِ سریع نگاه.

تمرکز روی نتیجه، نه مسیر.

جست‌وجوی فوری برای پاسخ.

ندیدنِ جزئیاتِ مهم.

دهان

قطع کردنِ حرفِ دیگران.

پاسخ دادن قبل از شنیدنِ کامل.

گفتنِ جمله‌هایی مانند:

«وقت ندارم.»

«باید همین الان انجام شود.»

«بعداً فکر می‌کنیم.»

قول دادن پیش از بررسیِ توانایی.

دست‌ها

حرکت‌های سریع و بی‌قرار.

انجام دادنِ کار بدونِ دقت.

برداشتنِ چیزی قبل از آماده بودن.

تغییر دادنِ مداومِ تصمیم‌ها.

بدن

حرکتِ سریع.

ناتوانی در آرام نشستن.

تغییر مداومِ حالت.

جلو رفتن پیش از آماده شدن.

زبان بدن

بدنِ فردِ عجول نشان می‌دهد که ذهنش از لحظه جلوتر حرکت کرده است:

منتظر نمی‌ماند.

مکث را تحمل نمی‌کند.

به نشانه‌های هشدار توجه کمتری دارد.

می‌خواهد هرچه زودتر از وضعیتِ فعلی خارج شود.

تغییرات صدا

سرعتِ بالای صحبت.

بالا رفتنِ تن صدا.

تمام کردنِ جمله‌های دیگران.

تغییر سریع موضوع.

کاهشِ دقت در انتخابِ واژه‌ها.

واکنش‌های جسمانی

افزایشِ ضربان قلب.

بی‌قراریِ عضلانی.

تنفسِ کوتاه‌تر.

ناتوانی در تمرکز طولانی.

احساسِ فشار برای اقدام فوری.

افکار شخصیت

ممکن است شخصیت با خودش فکر کند:

اگر همین حالا اقدام نکنم، فرصت از دست می‌رود.

نمی‌توانم بیشتر از این صبر کنم.

باید هر طور شده زودتر تمام شود.

بعداً مشکلاتش را حل می‌کنم.

فکر کردن زیاد فقط مرا عقب می‌اندازد.

رفتارهای رایج

تصمیم‌گیری سریع بدونِ اطلاعات کافی.

شروع کردن کارهای متعدد و رها کردن آن‌ها.

تغییر مسیر مداوم.

واکنش نشان دادن پیش از فهمیدنِ کامل.

ترجیحِ نتیجه‌ی فوری بر نتیجه‌ی درست.

نادیده گرفتنِ هشدارها.

رفتارهایی که الزاماً رخ نمی‌دهند

یکی از اشتباهات رایج نویسندگان این است که فردِ عجول را همیشه نادان یا بی‌فکر نشان می‌دهند.

همه‌ی افرادِ عجول:

تواناییِ فکر کردن ندارند نیستند.

همیشه تصمیم‌های بد نمی‌گیرند.

آدم‌های بی‌مسئولیتی نیستند.

از رویِ بدخواهی عمل نمی‌کنند.

گاهی عجله واکنشی طبیعی به بحران، خطر یا فشار شدید است.

اشتباهات رایج نویسندگان

او خیلی عجول بود.

همیشه بدونِ فکر عمل می‌کرد.

هیچ‌وقت صبر نداشت.

کلیشه‌ها

عجله فقط سریع حرکت کردن نیست.

گاهی عجله:

تمام کردنِ یک رابطه قبل از فهمیدنِ مشکل است.

جواب دادن به یک پیام در اوجِ خشم است.

انتخاب کردنِ اولین راه‌حل برای فرار از ناراحتی است.

خواستنِ نتیجه‌ی یک سال تلاش در یک روز است.

تلاش برای فرار از یک احساس به جایِ روبه‌رو شدن با آن است.

نمونه‌های کوتاه

جواب را فرستاد و یک دقیقه بعد فهمید نباید می‌فرستاد.

در را بست، قبل از اینکه حرفِ آخر را بشنود.

نه به دلیلِ مطمئن بودن، بلکه چون دیگر طاقتِ صبر نداشت تصمیم گرفت.

پروژه را رها کرد چون نتیجه دیر شده بود.

اولین فرصت را گرفت و نپرسید هزینه‌اش چیست.

جلو دوید، بدون اینکه بداند مسیر کجاست.

نمونه داستانی تألیفی

وقتی خبر را شنید، حتی کفش‌هایش را درست نبست. فقط می‌خواست زودتر برسد، زودتر کاری کند، زودتر چیزی را تغییر دهد. ذهنش پر از جمله‌هایی بود که هنوز کامل نشده بودند. هیچ‌کس نمی‌توانست قانعش کند چند دقیقه صبر کند و اطلاعات بیشتری جمع کند. برای او، توقف کردن یعنی از دست دادن. تصمیم گرفت، حرکت کرد و بعد فهمید چیزی که می‌خواست نجات دهد، به خاطرِ همان شتاب بیشتر آسیب دیده است. شب که آرام‌تر شد، فهمید مشکل این نبود که سریع عمل کرده بود؛ مشکل این بود که اجازه نداده بود لحظه‌ای فکر کند. گاهی بزرگ‌ترین فاصله میانِ یک تصمیمِ درست و یک اشتباه، فقط چند ثانیه مکث است.

تمرین

شخصیتی را تصور کنید که احساس می‌کند اگر همین حالا کاری نکند، همه‌چیز را از دست خواهد داد و به همین دلیل تصمیمی می‌گیرد که پیامدهایش را نمی‌بیند.

بدون استفاده از واژه‌های «عجله»، «ترس»، «زمان»، «تصمیم»، «پشیمانی» و «اشتباه»، فشارِ درونی و رفتار او را در حدود ۲۰۰ کلمه توصیف کنید.

احساسات نزدیک

اضطراب، ترس، هیجان، خشم، ناامنی

احساسات متضاد

صبر، آرامش، اعتماد،

واژگان مرتبط

شتاب، تعجیل، بی‌صبری، عجولانه، شتاب‌زدگی، هول شدن، دستپاچگی، بی‌قراری، تکانشگری، عجله‌کار، شتابان، بی‌تأمل، بی‌درنگ، فوری