شعف
شعف
تعریف
شعف احساسی است سرشار، عمیق و لبریز از شادی که تمام وجودِ فرد را درگیر میکند. برخلاف خوشحالی که معمولاً واکنشی کوتاه به یک اتفاق است، شعف حالتی فراگیرتر و پرقدرتتر دارد؛ گویی احساسِ لذت از مرزِ لبخند و خنده عبور کرده و به تمام جسم، ذهن و روح سرایت کرده است. در شعف، شخصیت نهتنها از آنچه رخ داده شاد است، بلکه احساس میکند زندگی برای لحظهای کامل، روشن و ارزشمند شده است. در داستان، شعف نقطهای است که جهان برای شخصیت رنگی درخشانتر پیدا میکند و حتی جزئیترین چیزها نیز زیباتر از همیشه به نظر میرسند.
نقش شعف در داستان
شعف معمولاً در موقعیتهای زیر ظاهر میشود و اوجِ یک تجربهی مثبت را به تصویر میکشد:
رسیدن به آرزویی که سالها برای آن جنگیده است.
تولد فرزند یا دیدن دوبارهی عزیزی پس از سالها دوری.
نجات یافتن از خطری که امیدی به پایانش نبوده است.
تحقق رؤیایی که شخصیت آن را غیرممکن میدانسته است.
تجربهی عشقی عمیق و متقابل.
مشاهدهی موفقیت یا رهاییِ کسی که برایش ارزش زیادی دارد.
شدتهای شعف
خوشحالی ← شادی ← شعف ← وجد ← سرمستی
نشانههای ظاهری
چهره
لبخندی گسترده و کاملاً طبیعی
روشن شدن تمام اجزای صورت
گونههای برافروخته
تغییر سریع حالت چهره از خنده به لبخند و برعکس
چشمها
برق زدن چشمها
خیس شدن چشمها از شدت احساس
ریز شدن چشمها هنگام خندیدن
نگاهی سرشار از زندگی و انرژی
دهان
خندههای بلند یا پیدرپی
ناتوانی در پنهان کردن لبخند
باز ماندن دهان از شگفتی و لذت
نفسهای عمیق و آزاد
دستها
حرکتهای پرشور و خودجوش
گرفتن دست دیگران یا در آغوش کشیدنشان
کف زدن یا بالا بردن دستها
ناتوانی در بیحرکت نگه داشتن دستها
بدن
راست شدن کامل قامت
گامهای سبک و پرانرژی
چرخیدن، پریدن یا دویدن ناخودآگاه
احساس سبکی در تمام بدن
زبان بدن
بدنِ فردِ سرشار از شعف، انگار دیگر نمیتواند احساسش را درون خود نگه دارد.
حرکتهای باز و گسترده.
نزدیک شدن به دیگران.
افزایش تماس فیزیکی.
واکنشهای سریع و پرانرژی.
تغییرات صدا
صدایی بلند، گرم و پرطنین
خنده میان بیشتر جملهها
سرعت زیاد در صحبت کردن
شکستن صدا از شدت احساس
بالا رفتن طبیعی زیر و بمی صدا
واکنشهای جسمانی
افزایش ضربان قلب
احساس سبکی در بدن
اشک شوق
افزایش انرژی و تحرک
گرم شدن صورت
احساس لرزش خفیف از شدت هیجان
افکار شخصیت
ممکن است شخصیت با خودش فکر کند:
این واقعیه؟
باورم نمیشه این لحظه مال منه.
کاش زمان همینجا بایسته.
دلم میخواد همه این حس رو تجربه کنن.
هیچوقت این روز رو فراموش نمیکنم.
رفتارهای رایج
در آغوش گرفتن دیگران
خندیدن و گریه کردن همزمان
تعریف کردن خبر برای همه
تکرار کردن اتفاق بارها در ذهن یا برای دیگران
ثبت لحظه با عکس یا فیلم
بیاختیار زمزمه کردن یا آواز خواندن
رفتارهایی که الزاماً رخ نمیدهند
یکی از اشتباهات رایج نویسندگان این است که شخصیتِ سرشار از شعف را همیشه پرجنبوجوش و فریادزن نشان میدهند.
همهی افرادِ سرشار از شعف:
بلند نمیخندند.
از خوشحالی اشک نمیریزند.
دیگران را در آغوش نمیگیرند.
احساسشان را آشکار نمیکنند.
ممکن است شخصیتی فقط آرام بنشیند، لبخندی عمیق روی لب داشته باشد و برای چند دقیقه هیچ حرفی نزند. گاهی شدتِ احساس آنقدر زیاد است که فرد حتی توانِ واکنش نشان دادن را از دست میدهد.
اشتباهات رایج نویسندگان
از شعف لبریز شد.
شعف تمام وجودش را فرا گرفت.
غرق در شعف بود.
کلیشهها
شعف فقط بالا پریدن یا اشک ریختن نیست.
گاهی شعف:
چند دقیقه خیره ماندن به یک نامه و هر بار لبخند زدن است.
چند بار لمس کردن مدالی که تازه گرفته است.
نگاه کردن به خوابِ نوزاد و فراموش کردن گذر زمان است.
بیاختیار بخشیدن چیزی که مدتها برایش ارزش داشته است.
راه رفتن در خیابان و لبخند زدن به آدمهایی است که هیچ شناختی از آنها ندارد.
نمونههای کوتاه
نامه را روی سینهاش فشرد و برای لحظهای چشمهایش را بست.
خندید، بعد بیهوا اشک از گوشهی چشمش پایین آمد.
چند بار اسمش را زیر لب تکرار کرد؛ هر بار واقعیتر میشد.
دستش را روی دیوار کشید؛ انگار میخواست مطمئن شود بیدار است.
نفس عمیقی کشید و سرش را رو به آسمان گرفت.
میان ازدحام ایستاد؛ دنیا همان بود، اما چیزی درونش تغییر کرده بود.
نمونه داستانی تألیفی
وقتی پرستار نوزاد را در آغوشش گذاشت، چند ثانیه فقط نگاهش کرد. انگشت کوچک کودک دور انگشت او حلقه شد. خندید؛ خندهای کوتاه که ناگهان به اشک رسید. خواست چیزی بگوید، اما صدا از گلویش بیرون نیامد. فقط سرش را تکان داد و نفس عمیقی کشید. تمام شبهایی که با نگرانی بیدار مانده بود، تمام انتظارها و دعاها، در همان لحظه انگار از شانههایش پایین ریختند. اتاق همان اتاق بود، دستگاهها همان صداها را داشتند، اما جهان برایش شکل دیگری پیدا کرده بود. آرام پیشانیِ کودک را بوسید و لبخندی زد که دیگر نیازی به هیچ کلمهای نداشت.
تمرین
شخصیتی را تصور کنید که پس از سالها جستوجو، مادر گمشدهی خود را زنده پیدا میکند.
بدون استفاده از واژههای «شعف»، «خوشحالی»، «شادی»، «ذوق» و «وجد»، احساس او را در حدود ۲۰۰ کلمه توصیف کنید.
احساسات نزدیک
وجد، شادی، خوشحالی، سرور، سرخوشی، نشاط، شوق
احساسات متضاد
اندوه، غم، یأس، افسردگی، دلسردی، پوچی، سوگواری
واژگان مرتبط
شعف، شادمان، مسرور، سرشار، سرمست، بهجتزده، وجدآور، خندان، خرسند، شادکام، شوقمند، پرنشاط