خودبزرگبینی
خودبزرگبینی
تعریف
خودبزرگبینی احساسی است که در آن، فرد ارزش، توانایی، اهمیت یا جایگاهِ خود را بسیار بالاتر از واقعیت ارزیابی میکند و خود را شایستهی احترام، توجه یا امتیازهای ویژه میداند. او معمولاً موفقیتهایش را بزرگتر از اندازهی واقعی میبیند، نقشِ دیگران را کوچک میشمارد و به تواناییهای خود اطمینانی اغراقآمیز دارد. برخلاف اعتمادبهنفس که بر شناختِ واقعبینانهی تواناییها استوار است، خودبزرگبینی با بزرگنماییِ خویشتن و نادیده گرفتنِ محدودیتها همراه است. در داستان، این احساس میتواند منشأ جاهطلبی، سقوط، تضاد با دیگران یا کوری نسبت به واقعیت باشد.
نقش خودبزرگبینی در داستان
خودبزرگبینی معمولاً در موقعیتهای زیر ظاهر میشود و روابط یا تصمیمهای شخصیت را تحت تأثیر قرار میدهد:
باور داشتن به اینکه فقط خودش میتواند مشکل را حل کند.
نپذیرفتنِ نقد یا مخالفت.
تحقیرِ تواناییهای دیگران.
انتظارِ رفتارِ ویژه از اطرافیان.
نسبت دادنِ تمام موفقیتها به خود.
دست کم گرفتنِ خطر یا رقیب.
شدتهای خودبزرگبینی
رضایت از خود ← خودشیفتگیِ خفیف ← خودبزرگبینی ← غرورِ افراطی ← توهمِ عظمت
نشانههای ظاهری
چهره
لبخندی مطمئن و گاه تحقیرآمیز
بالا نگه داشتنِ چانه
ابروهایی آرام و بیتردید
حالتِ چهرهای که انتظارِ تحسین دارد
چشمها
تماسِ چشمیِ طولانی و مسلط
نگاهِ ارزیاب به دیگران
بیاعتنایی به واکنشهای منفی
جستوجوی تحسین در نگاهِ دیگران
دهان
سخن گفتن از موفقیتهای خود
قطع کردنِ حرفِ دیگران
استفاده از جملههای قطعی
کمرنگ کردنِ نقشِ اطرافیان
دستها
ژستهای باز و نمایشی
اشاره کردن هنگام سخن گفتن
حرکتهایی که توجه را به خود جلب میکنند
استفادهی فراوان از دستها برای تأکید بر گفتههای خود
بدن
اشغالِ فضای بیشتر
ایستادن با قامتی کشیده
حرکتهایی مطمئن و نمایشی
نزدیک شدن به مرکزِ توجه
زبان بدن
بدنِ فردِ خودبزرگبین، پیامِ «من مهمترین فردِ اینجا هستم» را منتقل میکند.
حضورِ پررنگ در جمع.
حرکاتِ نمایشی.
انتظارِ توجهِ دیگران.
بیتوجهی به نشانههای مخالفت.
تغییرات صدا
لحنِ مطمئن و گاه آمرانه
حجمِ صدای نسبتاً بالا
مکث برای تأثیرگذاری
بیانِ قاطع، حتی هنگامِ نداشتنِ اطلاعاتِ کافی
پرهیز از پذیرفتنِ تردید
واکنشهای جسمانی
احساسِ برتری
آرامشِ ظاهری در رقابت
کاهشِ احساسِ خطر
تمایل به حضور در مرکزِ توجه
واکنشِ دفاعی در برابرِ انتقاد
افزایشِ انرژی هنگامِ تحسین شدن
افکار شخصیت
ممکن است شخصیت با خودش فکر کند:
هیچکس مثلِ من نمیتونه این کار رو انجام بده.
اگه به حرفِ من گوش بدن، همهچیز درست میشه.
بقیه هنوز به سطحِ من نرسیدن.
من سزاوارِ بهترینهام.
مشکل از اوناست، نه از من.
رفتارهای رایج
بزرگ جلوه دادنِ موفقیتهای خود
نادیده گرفتنِ نقشِ دیگران
رد کردنِ انتقاد
تلاش برای جلبِ تحسین
تصمیم گرفتن بدون مشورت
مقایسهی خود با دیگران به نفعِ خویش
رفتارهایی که الزاماً رخ نمیدهند
یکی از اشتباهات رایج نویسندگان این است که شخصیتِ خودبزرگبین را همیشه پرخاشگر، متکبر یا پرحرف نشان میدهند.
همهی افرادی که خودبزرگبینی دارند:
با صدای بلند حرف نمیزنند.
دیگران را آشکارا تحقیر نمیکنند.
خودشیفتهی بیمار نیستند.
همیشه موفق نیستند.
ممکن است شخصیتی بسیار مؤدب، آرام و حتی خوشبرخورد باشد، اما در درون، باور داشته باشد که از همه شایستهتر است و قوانین نباید دربارهی او مانند دیگران اجرا شوند.
اشتباهات رایج نویسندگان
خودبزرگبینی از رفتارش میبارید.
خودش را بالاتر از همه میدانست.
غرورش اجازه نمیداد واقعیت را ببیند.
کلیشهها
خودبزرگبینی فقط فخر فروختن یا پوشیدنِ لباسهای گرانقیمت نیست.
گاهی خودبزرگبینی:
نخواندنِ دستورالعمل، چون مطمئن است خودش بهتر میداند.
گوش ندادن به هشدارِ افرادِ باتجربه است.
تصورِ اینکه شکست، فقط برای دیگران اتفاق میافتد.
ناراحت شدن از اینکه نامش اولِ فهرست نیامده است.
انتظار داشتن که همه برنامههایشان را با او هماهنگ کنند.
نمونههای کوتاه
بدون دیدنِ نقشه گفت: «راه رو بلدم.»
اجازه نداد کسی جملهاش را کامل کند.
لبخند زد و گفت: «قابلِ پیشبینی بود.»
گزارش را کنار گذاشت، بیآنکه بخواند.
صندلیِ وسطِ میز را انتخاب کرد.
اشتباه را به شرایط نسبت داد، نه به تصمیمِ خودش.
نمونه داستانی تألیفی
جلسه هنوز شروع نشده بود که او وارد شد. چند نفر در حال بررسیِ طرح بودند، اما حتی نگاهی به نقشهها نینداخت. کیفش را روی میز گذاشت و گفت: «نیازی نیست وقت تلف کنیم.» یکی از مهندسان با احتیاط به مشکلی در محاسبات اشاره کرد. او لبخندِ کوتاهی زد، انگار با حرفِ کودکی روبهرو شده باشد. «اگر قرار بود این پروژه با فرمولهای کتاب پیش بره، هیچوقت ساخته نمیشد.» کسی چیزی نگفت. دو هفته بعد، همان بخشی که هشدار داده شده بود، فرو ریخت. او لحظهای به آوار نگاه کرد، بعد رو به گروه گفت: «حتماً در اجرا اشتباهی شده.»
تمرین
شخصیتی را تصور کنید که پس از چند موفقیتِ بزرگ، باور کرده دیگر هیچکس توانِ رقابت با او را ندارد.
بدون استفاده از واژههای «خودبزرگبینی»، «غرور»، «تکبر»، «خودشیفتگی» و «برتری»، احساس او را در حدود ۲۰۰ کلمه توصیف کنید.
احساسات نزدیک
اعتمادِ افراطی به خود، رضایتِ اغراقآمیز از خود، خودشیفتگی، نخبهپنداری، احساسِ ویژه بودن، خودمحوری، جاهطلبی
احساسات متضاد
فروتنی، خودکمبینی، تواضع، واقعبینی، احترام به دیگران، پذیرشِ محدودیتها، خودآگاهی
واژگان مرتبط
خودبزرگبین، خودمحور، خودشیفته، متکبر، مغرور، خودستا، خودپسند، نخبهپندار، خودبرترپندار، خودمهمپندار، متوهمِ توانایی، خودشیفتهی موفقیت