توکل
توکل
تعریف
توکل احساسی است که در آن، فرد پس از انجامِ آنچه در توان و اختیارِ اوست، نتیجه را با آرامش به خدا میسپارد و از تلاشِ وسواسگونه برای کنترلِ همهچیز دست میکشد. او مسئولیتِ عملِ خود را میپذیرد، اما سرنوشتِ نهایی را وابسته به ارادهای برتر میداند. برخلاف تسلیمِ منفعلانه که با رها کردنِ وظیفه همراه است، توکل پس از کوشش شکل میگیرد؛ یعنی شخصیت میکارد، میجنگد، تصمیم میگیرد و سپس دل را از اضطرابِ نتیجه آزاد میکند. در داستان، توکل میتواند سرچشمهی آرامش، پایداری و امید در دلِ موقعیتهایی باشد که از کنترلِ شخصیت خارج هستند.
نقش توکل در داستان
توکل معمولاً در موقعیتهای زیر ظاهر میشود و بر مسیرِ شخصیت اثر میگذارد:
پس از انجامِ همهی تلاشها، در انتظارِ نتیجه ماندن.
روبهرو شدن با بحرانی که از توانِ انسان خارج است.
انتخابِ راهِ درست، با وجودِ نامعلوم بودنِ آینده.
پذیرشِ نتیجهای که دیگر امکانِ تغییرِ آن وجود ندارد.
آغازِ سفری یا کاری پرخطر، با وجودِ آمادگیِ کامل.
حفظِ آرامش در دلِ حوادثِ غیرقابلِ پیشبینی.
شدتهای توکل
اعتماد به خدا ← توکل ← آرامشِ مبتنی بر توکل ← رضا ← تسلیمِ آگاهانه به مشیتِ الهی
نشانههای ظاهری
چهره
آرامشی عمیق و بیتکلف
کاهشِ آثارِ اضطراب
لبخندی ملایم، حتی در شرایطِ سخت
چهرهای که میانِ نگرانی و آرامش، دومی را برگزیده است
چشمها
نگاهی آرام و امیدوار
تمرکز بر لحظهی اکنون
نبودِ آشفتگیِ مداوم در نگاه
نگاهِ رو به افق، نه اسیرِ نتیجه
دهان
سخن گفتن با اطمینان و آرامش
پرهیز از شکایتِ پیدرپی
ذکر یا دعا در لحظههای دشوار
پذیرشِ نتیجه بدون اعتراضِ هیجانی
دستها
رها شدنِ انقباضِ دستها پس از پایانِ تلاش
حرکتهای آرام و سنجیده
گره نخوردنِ مداومِ انگشتان از نگرانی
ادامه دادنِ کارهای روزمره با تمرکز
بدن
تنفسِ عمیقتر
شانههایی آرامتر
حرکتهای بدون شتابِ ناشی از اضطراب
ایستادن با وقار، حتی در انتظار
زبان بدن
بدنِ فردِ متوکل، نشان میدهد که مسئولیتِ عمل را پذیرفته، اما اسیرِ وسواسِ نتیجه نیست.
آرامش در انتظار.
ثبات در رفتار.
کاهشِ بیقراری.
پذیرشِ آنچه از اختیارش بیرون است.
تغییرات صدا
لحنِ آرام و مطمئن
مکثهای سنجیده
نبودِ شتابزدگی در گفتار
صدایی با ثبات، حتی هنگامِ بیانِ نگرانی
پرهیز از لحنِ درمانده یا عصبی
واکنشهای جسمانی
کاهشِ تنش پس از پایانِ تلاش
تنفسِ منظم
احساسِ سبکیِ روان
افزایشِ تابآوری در برابرِ نتیجه
کاهشِ وسواسِ ذهنی نسبت به آینده
تواناییِ بازگشت به زندگیِ عادی در زمانِ انتظار
افکار شخصیت
ممکن است شخصیت با خودش فکر کند:
هر کاری از دستم برمیاومد انجام دادم.
ادامهاش دیگه دستِ من نیست.
هرچه پیش بیاد، حکمتی داره.
وظیفهام تلاش بود، نه تضمینِ نتیجه.
دلیلی برای فرسوده کردنِ خودم ندارم.
رفتارهای رایج
تلاشِ کامل پیش از سپردنِ نتیجه
حفظِ آرامش در انتظار
دعا یا ذکر
پذیرفتنِ نتیجه بدون فروپاشی
ادامه دادنِ زندگی، حتی در شرایطِ نامعلوم
دلگرم کردنِ دیگران در بحران
رفتارهایی که الزاماً رخ نمیدهند
یکی از اشتباهات رایج نویسندگان این است که شخصیتِ متوکل را همیشه منفعل، بیبرنامه یا بیتفاوت نشان میدهند.
همهی افرادی که توکل را تجربه میکنند:
از تلاش دست نمیکشند.
منتظرِ معجزه نمینشینند.
هیچ نگرانیای ندارند.
همیشه احساسِ آرامشِ کامل نمیکنند.
ممکن است شخصیتی با تمامِ توان بجنگد، شبها نگران شود و حتی اشک بریزد، اما در نهایت، اجازه ندهد اضطرابِ نتیجه، او را از ادامهی زندگی و انجامِ وظیفه بازدارد.
اشتباهات رایج نویسندگان
همهچیز را به خدا سپرد.
با توکل جلو رفت.
فقط توکل کرد و منتظر ماند.
کلیشهها
توکل فقط گفتنِ «هرچه خدا بخواهد» نیست.
گاهی توکل:
بستنِ کیفِ بیمارستان، بعد از انجامِ همهی آزمایشها و منتظر ماندن است.
فرستادنِ درخواستِ شغلی و دیگر هر پنج دقیقه ایمیل را چک نکردن است.
بستنِ دفترِ درس، بعد از ساعتها مطالعه و پذیرفتنِ نتیجهی امتحان است.
کاشتنِ بذر، آبیاریِ منظم و دلنگران نبودن از زمانِ باران است.
خداحافظی با مسافری که دیگر هیچ کاری جز دعا برای سلامتیاش نمیتوان انجام داد، است.
نمونههای کوتاه
پرونده را بست و دیگر سراغش نرفت.
پس از خاموش کردنِ چراغ، برای نخستین بار در چند شب، راحت خوابید.
نامه را داخلِ صندوق انداخت و آرام از آنجا دور شد.
دست از قدم زدن برداشت و روی نیمکت نشست.
لبخند زد و گفت: «بقیهاش دیگه دستِ من نیست.»
بیل را کنار گذاشت و به آسمان نگاه کرد.
نمونه داستانی تألیفی
آخرین برگه را امضا کرد و از ساختمان بیرون آمد. ماهها برای این پرونده دویده بود؛ از جمع کردنِ مدارک گرفته تا رفتوآمدهای خستهکننده و جلسههای بیپایان. حالا دیگر چیزی برای اضافه کردن نداشت. لحظهای دستش را روی نردهی سردِ پلهها گذاشت، نفسِ عمیقی کشید و به خیابانِ شلوغ نگاه کرد. تلفنش را از جیبش بیرون آورد، خواست دوباره وضعیتِ درخواست را بررسی کند، اما صفحه را خاموش کرد و دوباره در جیب گذاشت. مسیرِ خانه را در پیش گرفت. هنوز نمیدانست پاسخ چه خواهد بود، اما برای نخستین بار بعد از مدتها، ذهنش از جنگیدن با چیزی که دیگر در اختیارش نبود، دست کشیده بود.
تمرین
شخصیتی را تصور کنید که پس از ماهها تلاش برای نجاتِ کسبوکارش، تمامِ کارهایی را که از دستش برمیآمد انجام داده و اکنون فقط باید منتظرِ نتیجه بماند.
بدون استفاده از واژههای «توکل»، «اعتماد»، «سپردن»، «رضا» و «تسلیم»، احساس او را در حدود ۲۰۰ کلمه توصیف کنید.
احساسات نزدیک
ایمان، آرامش، امید، رضا، اطمینان، صبر، پذیرش
احساسات متضاد
اضطراب، وسواس، کنترلگری، یأس، بیقراری، بدبینی، درماندگی
واژگان مرتبط
متوکل، آرام، امیدوار، خداجو، صبور، راضی، مطمئن، استوار، پذیرا، دلآرام، خداسپار، اهلِ توکل