بی‌احترامی

از شهر داستان‌نویسان گالیمالوا
پرش به ناوبری پرش به جستجو

بی‌احترامی

تعریف

بی‌احترامی احساسی ناخوشایند و آسیب‌زننده است که در آن، فرد احساس می‌کند شأن، کرامت، جایگاه یا مرزهای شخصی‌اش نادیده گرفته شده، سبک شمرده شده یا عمداً زیر پا گذاشته شده است. این احساس می‌تواند در اثر گفتار، رفتار، لحن، بی‌توجهی یا حتی سکوتی تحقیرآمیز شکل بگیرد. برخلاف تحقیر که معمولاً آشکار، شدید و با هدف کوچک کردن فرد انجام می‌شود، بی‌احترامی می‌تواند ظریف، روزمره و حتی ناخواسته باشد. در داستان، بی‌احترامی اغلب جرقه‌ی تعارض، فاصله گرفتن شخصیت‌ها یا فروپاشی اعتماد است.

نقش بی‌احترامی در داستان

بی‌احترامی معمولاً در موقعیت‌های زیر ظاهر می‌شود و تنش میان شخصیت‌ها را افزایش می‌دهد:

قطع کردن مداومِ حرفِ دیگری.

نادیده گرفتن مرزها یا خواسته‌های شخصی.

خطاب کردن فرد با لحن یا واژه‌ای تحقیرآمیز.

بی‌اعتنایی به زحمات یا دستاوردهای شخصیت.

تمسخر عقاید، ظاهر یا گذشته‌ی او.

رفتار از موضع برتری بدون توجه به کرامتِ طرف مقابل.

شدت‌های بی‌احترامی

بی‌ملاحظگی ← بی‌احترامی ← اهانت ← تحقیر ← خوارشماری

نشانه‌های ظاهری

چهره

سفت شدن فک

جمع شدن ابروها

لب‌هایی که محکم روی هم فشرده می‌شوند

تغییر ناگهانی حالت صورت پس از شنیدن یا دیدن رفتار طرف مقابل

چشم‌ها

خیره شدن کوتاه و ناباورانه

نگاهِ مستقیم و پرسشگر

پرهیز از ادامه‌ی تماس چشمی

نگاه‌هایی که میان خشم و دلخوری جابه‌جا می‌شوند

دهان

بسته ماندن لب‌ها برای کنترل واکنش

پاسخ‌های کوتاه و خشک

مکث پیش از حرف زدن

بلعیدن جمله‌هایی که گفته نمی‌شوند

دست‌ها

مشت کردن دست‌ها

جمع کردن وسایل شخصی

ضرب گرفتن آرام با انگشت روی میز

حرکت‌های کنترل‌شده برای مهار خشم

بدن

عقب کشیدن از فرد مقابل

صاف ایستادن با بدنی منقبض

فاصله گرفتن از موقعیت

کاهش حرکت‌های طبیعی

زبان بدن

بدنِ فردی که بی‌احترامی را تجربه می‌کند، میان حفظِ کرامت و واکنش نشان دادن در نوسان است.

تنش در شانه‌ها و گردن.

کاهش رفتارهای صمیمانه.

حفظ فاصله از منبعِ آزار.

آمادگی برای پایان دادن به تعامل.

تغییرات صدا

لحنِ سرد و کنترل‌شده

پایین یا بالاتر رفتن ناگهانی حجم صدا

مکث‌های طولانی

پاسخ‌های کوتاه

حذف گرمای همیشگی از کلام

واکنش‌های جسمانی

افزایش ضربان قلب

انقباض عضلات

احساس داغ شدن صورت

تنفس عمیق برای کنترل واکنش

خشکی دهان

افزایش هوشیاری

افکار شخصیت

ممکن است شخصیت با خودش فکر کند:

واقعاً با من این‌طور حرف زد؟

انگار حرفم هیچ اهمیتی نداشت.

چرا فکر می‌کنه حق داره این رفتار رو بکنه؟

دیگه دلیلی برای ادامه‌ی این گفت‌وگو نمی‌بینم.

نباید اجازه بدم دوباره این اتفاق بیفته.

رفتارهای رایج

پایان دادن به گفت‌وگو

پاسخ دادن با لحنی جدی

فاصله گرفتن از فردِ مقابل

اعتراض کردن

سکوت برای جلوگیری از تشدید تنش

بازنگری در رابطه

رفتارهایی که الزاماً رخ نمی‌دهند

یکی از اشتباهات رایج نویسندگان این است که شخصیتی که بی‌احترامی دیده را همیشه خشمگین یا پرخاشگر نشان می‌دهند.

همه‌ی افرادی که بی‌احترامی را تجربه می‌کنند:

فریاد نمی‌زنند.

مقابله‌ی مستقیم نمی‌کنند.

رابطه را همان لحظه قطع نمی‌کنند.

احساسشان را آشکار نمی‌کنند.

ممکن است شخصیتی فقط سکوت کند، فاصله بگیرد یا تصمیم بگیرد دیگر آن فرد را در زندگی‌اش راه ندهد. گاهی شدیدترین واکنش، حذفِ آرامِ یک رابطه است.

اشتباهات رایج نویسندگان

به او بی‌احترامی شد.

احساس کرد شخصیتش خرد شده است.

از شدتِ بی‌احترامی چیزی نگفت.

کلیشه‌ها

بی‌احترامی فقط فریاد زدن یا ناسزا گفتن نیست.

گاهی بی‌احترامی:

جواب دادن به تلفن، وسطِ حرفِ دیگری است.

معرفی نکردنِ کسی که حقِ حضور در گفت‌وگو را دارد.

خندیدن، وقتی دیگری با جدیت درباره‌ی مشکلش صحبت می‌کند.

چند بار صدا زدنِ نامِ کسی، اما عمداً نادیده گرفتنِ او است.

برداشتنِ وسیله‌ی شخصیِ دیگری، بدون اجازه است.

نمونه‌های کوتاه

جمله‌اش را ناتمام گذاشت؛ کسی دوباره وسط حرفش پرید.

لبخندش همان‌جا روی صورتش خشک شد.

فنجان را برداشت و بدون خداحافظی از اتاق بیرون رفت.

کارت را روی میز گذاشت و دیگر چیزی توضیح نداد.

نگاهش چند ثانیه روی طرف مقابل ماند، بعد آرام رویش را برگرداند.

تا پایان جلسه دیگر هیچ نظری نداد.

نمونه داستانی تألیفی

هنوز توضیحش تمام نشده بود که مدیر، رو به نفر کناری گفت: «بگذریم، وقت نداریم.» انگار اصلاً صدایش از ابتدا شنیده نشده بود. چند نفر نگاه کوتاهی به او انداختند و دوباره مشغول یادداشت‌برداری شدند. خودکار را آرام روی دفتر گذاشت. صفحه‌ای که برای ارائه‌اش پر از نکته بود، بی‌استفاده ماند. دیگر تلاشی برای ادامه نداد. تا پایان جلسه فقط شنونده بود. وقتی همه از اتاق بیرون رفتند، دفترش را بست و برگه‌ها را مرتب داخل کیف گذاشت. نه در را محکم بست، نه اعتراضی کرد. فقط تصمیم گرفت از این پس، وقت و فکرش را جایی خرج کند که دست‌کم فرصتِ تمام کردنِ یک جمله را داشته باشد.

تمرین

شخصیتی را تصور کنید که در جشن تولدش، نزدیک‌ترین دوستش تمام شب او را نادیده می‌گیرد و حتی هنگام خداحافظی با او صحبت نمی‌کند.

بدون استفاده از واژه‌های «بی‌احترامی»، «توهین»، «تحقیر»، «اهانت» و «بی‌حرمتی»، احساس او را در حدود ۲۰۰ کلمه توصیف کنید.

احساسات نزدیک

رنجش، دلخوری، تحقیر، خشم، بی‌مهری، طردشدگی، آزردگی

احساسات متضاد

احترام، پذیرش، تکریم، ارزشمندی، صمیمیت، توجه، قدردانی

واژگان مرتبط

آزرده، دلخور، نادیده‌گرفته‌شده، رنجیده، بی‌اعتنا، تحقیرشده، دل‌شکسته، خشمگین، آزرده‌خاطر، نادیده، کنارگذاشته‌شده، کم‌ارزش‌پنداشته‌شده