بدبینی

از شهر داستان‌نویسان گالیمالوا
پرش به ناوبری پرش به جستجو

بدبینی

تعریف

بدبینی احساسی و نگرشی است که در آن، فرد به طور پیش‌فرض انتظارِ نتیجه‌ای نامطلوب، شکست، فریب یا آسیب را دارد و رویدادهای آینده را بیشتر از دریچه‌ی خطر و ناکامی می‌بیند. او معمولاً جنبه‌های منفیِ موقعیت‌ها را پررنگ‌تر از فرصت‌ها می‌بیند و نسبت به نیتِ دیگران یا احتمالِ موفقیت تردید دارد. برخلاف احتیاط که بر ارزیابیِ واقع‌بینانه‌ی خطر استوار است، بدبینی اغلب پیش از وجودِ شواهدِ کافی، ذهن را به سمتِ بدترین سناریوها می‌کشاند. در داستان، بدبینی می‌تواند هم سپری برای محافظت از شخصیت باشد و هم مانعی که او را از تجربه‌ها و روابطِ تازه محروم کند.

نقش بدبینی در داستان

بدبینی معمولاً در موقعیت‌های زیر ظاهر می‌شود و بر تصمیم‌ها و روابطِ شخصیت اثر می‌گذارد:

انتظار داشتنِ شکست، پیش از آغازِ یک کار.

مشکوک شدن به نیتِ مهربانانه‌ی دیگران.

پیش‌بینیِ خیانت پس از تجربه‌های تلخِ گذشته.

بی‌اعتماد بودن به وعده‌ها یا خبرهای خوب.

آماده شدن برای بدترین حالت، حتی در شرایطِ امیدوارکننده.

تفسیرِ اتفاق‌های مبهم به سودِ احتمال‌های منفی.

شدت‌های بدبینی

احتیاط ← تردید ← بدبینی ← سوءظن ← بدگمانیِ افراطی

نشانه‌های ظاهری

چهره

اخمی ملایم و مداوم

جمع شدنِ ابروها

لبخندی کوتاه و بی‌اعتماد

حالتِ چهره‌ای که منتظرِ رخ دادنِ مشکلی است

چشم‌ها

نگاهِ ارزیاب و محتاط

خیره شدن به جزئیاتِ مشکوک

جابه‌جا شدنِ نگاه میانِ افراد

تماسِ چشمیِ کوتاه و سنجیده

دهان

نیمه‌تمام گذاشتنِ جمله‌های امیدوارکننده

آه کشیدن

پرسیدنِ سؤال‌های شکاکانه

تأکید بر احتمالِ شکست

دست‌ها

جمع کردنِ دست‌ها روی سینه

بازی کردن با انگشتان هنگامِ فکر

ضرب گرفتنِ آرام روی میز

آماده بودن برای واکنش

بدن

حالتِ بدنیِ محتاط

فاصله گرفتنِ اندک از دیگران

حرکت‌های سنجیده

آمادگی برای عقب‌نشینی

زبان بدن

بدنِ فردِ بدبین، همیشه اندکی برای مواجهه با اتفاقِ ناخوشایند آماده است.

واکنش‌های محتاطانه.

حفظِ فاصله.

توجهِ زیاد به اطراف.

کاهشِ رفتارهای خودانگیخته.

تغییرات صدا

لحنِ محتاط و شکاک

مکث پیش از پذیرفتنِ یک خبر

تأکید بر واژه‌هایی مانند «اگر»، «شاید» و «بعید نیست»

پایین بودنِ هیجان در شنیدنِ خبرهای خوب

سرعتِ متعادل و حساب‌شده در گفتار

واکنش‌های جسمانی

تنشِ خفیف در عضلات

هوشیاریِ مداوم

دشواری در احساسِ آرامشِ کامل

تمرکز بر نشانه‌های خطر

افزایشِ آمادگیِ ذهنی برای بحران

خستگیِ ناشی از انتظارِ مداوم برای اتفاق‌های بد

افکار شخصیت

ممکن است شخصیت با خودش فکر کند:

حتماً یه جای کار می‌لنگه.

این‌قدر خوب نیست که واقعی باشه.

احتمالاً آخرش خراب می‌شه.

چرا باید بهش اعتماد کنم؟

بهتره بدترین حالت رو در نظر بگیرم.

رفتارهای رایج

بررسیِ دوباره‌ی اطلاعات

اعتماد کردن با تأخیر

آماده شدن برای شکست

زیر سؤال بردنِ خبرهای خوش

پیش‌بینیِ پیامدهای منفی

احتیاطِ بیش از اندازه در تصمیم‌ها

رفتارهایی که الزاماً رخ نمی‌دهند

یکی از اشتباهات رایج نویسندگان این است که شخصیتِ بدبین را همیشه تلخ، بدخلق یا منزوی نشان می‌دهند.

همه‌ی افرادی که بدبینی را تجربه می‌کنند:

دیگران را متهم نمی‌کنند.

بی‌اعتمادِ مطلق نیستند.

از هر رابطه‌ای دوری نمی‌کنند.

همیشه اشتباه نمی‌کنند.

ممکن است شخصیتی خوش‌برخورد و شوخ‌طبع باشد، اما در درون، همواره منتظرِ لحظه‌ای باشد که اوضاع از کنترل خارج شود یا حقیقتِ ناخوشایندی آشکار گردد.

اشتباهات رایج نویسندگان

بدبین شده بود.

دنیا را سیاه می‌دید.

انتظارِ بدترین اتفاق را داشت.

کلیشه‌ها

بدبینی فقط گفتنِ «این کار نمی‌گیرد» نیست.

گاهی بدبینی:

ذخیره کردنِ نسخه‌ی پنجمِ یک فایل، چون مطمئن است قبلی خراب می‌شود، است.

بعد از شنیدنِ یک تعریف، دنبالِ نیتِ پنهانِ گوینده گشتن است.

همراه داشتنِ چتر، وقتی آسمان کاملاً صاف است، چون «از کجا معلوم؟» است.

نخوانده امضا نکردنِ هیچ برگه‌ای، حتی اگر از نزدیک‌ترین دوستش باشد.

منتظر ماندن برای شنیدنِ «اما...» بعد از هر خبرِ خوب است.

نمونه‌های کوتاه

لبخند زد، اما قرارداد را برای بارِ سوم خواند.

گفت: «بذار اول نتیجه‌ش معلوم بشه.»

هدیه را گرفت، اما قبل از باز کردن، فرستنده را نگاه کرد.

تلفن که زنگ خورد، اولین فکرش خبرِ بد بود.

بلیت را دوباره بررسی کرد، انگار تاریخش اشتباه باشد.

پشتِ در ایستاد و چند ثانیه به سکوتِ خانه گوش داد.

نمونه داستانی تألیفی

ایمیل با جمله‌ی «تبریک، شما پذیرفته شده‌اید» شروع می‌شد. چند ثانیه به صفحه خیره ماند. بعد به جای لبخند زدن، نشانیِ فرستنده را بررسی کرد. نامِ شرکت را در اینترنت جست‌وجو کرد، قوانینِ استخدام را خواند و حتی شماره‌ی تماس را با سایتِ رسمی تطبیق داد. دوستش با هیجان گفت: «قبول شدی!» فقط شانه بالا انداخت و پاسخ داد: «صبر کن. شاید اشتباه فرستادن.» تا زمانی که قرارداد را امضا کرد و اولین روزِ کاری‌اش را پشتِ سر گذاشت، هنوز بخشی از ذهنش منتظر بود کسی تماس بگیرد و بگوید همه‌چیز یک اشتباه بوده است.

تمرین

شخصیتی را تصور کنید که پس از چند بار خیانت دیدن، با فردی صادق و مهربان آشنا می‌شود، اما نمی‌تواند رفتارهای او را بدون تردید بپذیرد.

بدون استفاده از واژه‌های «بدبینی»، «بدگمانی»، «سوءظن»، «شک» و «بی‌اعتمادی»، احساس او را در حدود ۲۰۰ کلمه توصیف کنید.

احساسات نزدیک

تردید، احتیاط، سوءظن، بی‌اعتمادی، نگرانی، اضطراب، بدگمانی

احساسات متضاد

خوش‌بینی، اعتماد، امید، اطمینان، پذیرش، آرامش، خوش‌گمانی

واژگان مرتبط

بدبین، بدگمان، شکاک، محتاط، منفی‌نگر، سوءظن‌دار، بی‌اعتماد، تردیدآمیز، محتمل‌اندیش، خطرنگر، نگران، محافظه‌کار