<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>http://galimalva.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AC%D8%A7%D8%B1</id>
	<title>انزجار - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://galimalva.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AC%D8%A7%D8%B1"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://galimalva.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;action=history"/>
	<updated>2026-07-22T22:30:20Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.45.1</generator>
	<entry>
		<id>http://galimalva.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=536&amp;oldid=prev</id>
		<title>Saeed: صفحه‌ای تازه حاوی « == انزجار ==  === تعریف === انزجار یک واکنش هیجانی قوی به دور از رضایت است که معمولاً در پاسخ به چیزهای نامطبوع (از نظر بویایی، چشایی، بینایی یا لمسی) یا رفتارهای اخلاقی زشت و پست ایجاد می‌شود. از نظر تکاملی، انزجار مکانیزمی برای دوری از بیماری‌ها...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://galimalva.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AC%D8%A7%D8%B1&amp;diff=536&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-07-18T08:33:09Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی « == انزجار ==  === تعریف === انزجار یک واکنش هیجانی قوی به دور از رضایت است که معمولاً در پاسخ به چیزهای نامطبوع (از نظر بویایی، چشایی، بینایی یا لمسی) یا رفتارهای اخلاقی زشت و پست ایجاد می‌شود. از نظر تکاملی، انزجار مکانیزمی برای دوری از بیماری‌ها...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
== انزجار ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعریف ===&lt;br /&gt;
انزجار یک واکنش هیجانی قوی به دور از رضایت است که معمولاً در پاسخ به چیزهای نامطبوع (از نظر بویایی، چشایی، بینایی یا لمسی) یا رفتارهای اخلاقی زشت و پست ایجاد می‌شود. از نظر تکاملی، انزجار مکانیزمی برای دوری از بیماری‌ها و سموم است، اما در انسان‌های مدرن، شکل اخلاقی و روانی هم پیدا کرده است. در داستان، انزجار مرزهای اخلاقی شخصیت را نشان می‌دهد و فاصله‌ی او را از چیزی که هنجارش را نقض کرده، مشخص می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نقش انزجار در داستان ===&lt;br /&gt;
انزجار معمولاً در موقعیت‌های زیر ظاهر می‌شود و گسست میان شخصیت‌ها را رقم می‌زند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* دیدن یک صحنه‌ی کثیف یا عفونی&lt;br /&gt;
* مواجهه با یک رفتار خیانتکارانه یا رذیلانه&lt;br /&gt;
* شنیدن یک ایده یا پیشنهاد زشت&lt;br /&gt;
* لمس چیزی چسبناک یا مرطوبِ ناشناس&lt;br /&gt;
* تماشای غذای فاسد&lt;br /&gt;
* روبرو شدن با بی‌عدالتی فاحش و تحقیرآمیز&lt;br /&gt;
* حضور در محیطی متعفن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== شدت‌های انزجار ===&lt;br /&gt;
[[بی‌میلی]] ← ت[[نفر خفیف]] ← انزجار ← [[قهر]] ← [[دهشت‌آلودگی]] (و در حالت افراطی: استفراغ روانی یا جسمانی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نشانه‌های ظاهری ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== چهره ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* چین خوردن بینی (کشیدن نوک بینی به سمت بالا)&lt;br /&gt;
* بالا رفتن لب بالا (نشان دادن دندان‌های بالا)&lt;br /&gt;
* اخم متقارن و عمیق&lt;br /&gt;
* رنگ‌پریدگی یا گاهی سرخی موضعی&lt;br /&gt;
* بسته شدن چشم‌ها یا نیمه‌باز ماندن آن‌ها با حالت رنجش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== چشم‌ها ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تنگ شدن چشم‌ها&lt;br /&gt;
* نگاه متقاطع و کوتاه (نگاه کردن و سریع برداشتن نگاه)&lt;br /&gt;
* چرخاندن چشم‌ها (به معنای تحقیرآمیز)&lt;br /&gt;
* خیره شدن به یک نقطه با حالت دوخته شدن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== دهان ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* اخم کردن با لب‌های جمع شده&lt;br /&gt;
* بیرون آوردن زبان (به‌ندرت و در انزجار بسیار شدید جسمانی)&lt;br /&gt;
* صدای «اوه» یا «آخ» از ته حلق&lt;br /&gt;
* بستن محکم دهان (برای جلوگیری از ورود بو)&lt;br /&gt;
* تف کردن (به‌طور نمادین یا واقعی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== دست‌ها ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بردن دست جلوی بینی و دهان&lt;br /&gt;
* هل دادن شیء یا شخص به دور&lt;br /&gt;
* کشیدن ناخودآگاه دست روی لباس (انگار چیزی به آن‌ها چسبیده)&lt;br /&gt;
* مچاله کردن یک دستمال کاغذی&lt;br /&gt;
* گره کردن دست‌ها به هم (در انزجار اخلاقی)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== بدن ====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* عقب رفتن تنه از کمر (مثل حالت دفاعی در ترس، اما با حالت تنفر)&lt;br /&gt;
* چرخاندن کامل سر و شانه‌ها به سمت مخالف&lt;br /&gt;
* خم شدن به جلو و جمع کردن شکم (در مواجهه با بوی بد یا حالت تهوع)&lt;br /&gt;
* قدم زدن به عقب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== = زبان بدن ===&lt;br /&gt;
فرد از هر چیزی که باعث انزجارش شده، فاصله‌ی فیزیکی می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بستن مسیر ورود هوا به بینی.&lt;br /&gt;
* ایستادن با فاصله یا پشت به منبع انزجار.&lt;br /&gt;
* تقاطع دست‌ها (حالت بسته و دفاعی).&lt;br /&gt;
* خم شدن به سمت عقب.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تغییرات صدا ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* لحن سرد، تیز و برنده&lt;br /&gt;
* کشیدن کلمات (مثل: «چ...قدر زشت»)&lt;br /&gt;
* صدای گرفته و خش‌دار&lt;br /&gt;
* سکوت مطلق (انزجار آن‌قدر شدید است که کلمات جایگاهی ندارند)&lt;br /&gt;
* لحن طعنه‌آمیز و تمسخرآمیز&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== واکنش‌های جسمانی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* حس خفگی یا تنگی نفس (انگار هوا کثیف است)&lt;br /&gt;
* حالت تهوع یا معده‌درد&lt;br /&gt;
* لرزش خفیف (بیشتر از تنفر و بغض تا ترس)&lt;br /&gt;
* سیخ شدن موهای بازو&lt;br /&gt;
* احساس خارش در گلو&lt;br /&gt;
* افزایش بزاق دهان (گاهی قبل از استفراغ) یا خشکی شدید دهان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== افکار شخصیت ===&lt;br /&gt;
ممکن است شخصیت با خودش فکر کند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* چطور می‌تونه همچین کاری کنه؟&lt;br /&gt;
* کثیفه.&lt;br /&gt;
* نمی‌تونم همینجا بمونم، باید برم.&lt;br /&gt;
* بوی بدی می‌ده (حالا چه بوی واقعی و چه استعاره‌ای).&lt;br /&gt;
* از دستم شسته نمی‌شه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رفتارهای رایج ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* شستن مداوم دست‌ها (حتی به صورت نمادین)&lt;br /&gt;
* باز کردن پنجره&lt;br /&gt;
* پرهیز از لمس دستگیره‌ها یا سطوح&lt;br /&gt;
* پرت کردن شیء&lt;br /&gt;
* ترک سریع محل&lt;br /&gt;
* فاصله گرفتن از شخص مقابل در جمع&lt;br /&gt;
* گریستن از سر رنجش (نه غم)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== رفتارهایی که الزاماً رخ نمی‌دهند ===&lt;br /&gt;
یکی از اشتباهات رایج نویسندگان این است که انزجار را فقط با حالت تهوع نشان می‌دهند. همه افراد منزجر:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* صورتشان را جمع نمی‌کنند.&lt;br /&gt;
* دهانشان را نمی‌پوشانند.&lt;br /&gt;
* استفراغ نمی‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ممکن است شخصیتی در اوج انزجار اخلاقی، کاملاً بی‌تفاوت، سرد و مودب به نظر برسد، اما در درون تصمیم بگیرد آن فرد را تا آخر عمر نبیند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اشتباهات رایج نویسندگان ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* او از انزجار چهره‌اش درهم رفت.&lt;br /&gt;
* احساس انزجار کرد.&lt;br /&gt;
* از این صحنه متنفر شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== کلیشه‌ها ===&lt;br /&gt;
انزجار فقط جمع کردن بینی نیست. گاهی شخصیت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* به‌طور عادی حرف می‌زند اما بعد از رفتن آن شخص، فوراً دستش را می‌شوید.&lt;br /&gt;
* نگاهش را می‌دزدد و به موضوع دیگری می‌پردازد تا یادآوری نکند.&lt;br /&gt;
* یک لبخند کاذب و گشاد می‌زند (مثل نقاب).&lt;br /&gt;
* ساکت می‌شود و فقط به زمین نگاه می‌کند.&lt;br /&gt;
* صدایش را بسیار آرام و رسمی می‌کند (نشانه‌ی فاصله‌گذاری شدید).&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه‌های کوتاه ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* بینی‌اش را چین کرد و نیم‌قدم به عقب برداشت.&lt;br /&gt;
* نگاهی به بشقاب انداخت و فوراً دستمالی را جلوی دهانش گرفت.&lt;br /&gt;
* دستش را که üç ثانیه پیش دست او را فشرده بود، پنهانانه روی لبه‌ی میز پاک کرد.&lt;br /&gt;
* گفت: «جالبه»، اما لحنش طوری بود که انگار طعم چیزی تلخ در دهانش گذاشته بود.&lt;br /&gt;
* سرش را به سمت پنجره چرخاند و عمیق نفس کشید.&lt;br /&gt;
* قاشق را درون سوپ رها کرد و دست‌هایش را روی هم مالید.&lt;br /&gt;
* چشم‌هایش نیمه‌باز ماند و لب بالا را بالا کشید؛ یک حرکت سریع و کنایه‌آمیز.&lt;br /&gt;
* بدون اینکه چیزی بگوید، صندلیش را عقب کشید.&lt;br /&gt;
* با پشت دست دهانش را پاک کرد، انگار می‌خواست طعم حرف‌هایش را دور کند.&lt;br /&gt;
* به سمت در رفت و قبل از خروج، بدون اینکه برگردد گفت: «در رو ببند.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== نمونه داستانی تألیفی ===&lt;br /&gt;
مرد دستش را درآورد و به سمتش گرفت. نگاهی به دست او کرد؛ ناخن‌هایش پر از خاک بود و روی انگشتش لکه‌ی چربی و زردرنگی نشسته بود. سه ثانیه مکث کرد. بعد، به جای اینکه دستش را بگیرد، دست خودش را جیبش فرو برد. لبخند محکمی زد و یک قدم به عقب رفت. گفت: «ممنون، خودم مدیریتش می‌کنم.» وقتی مرد برگشت، نگاهش به کفش‌هایش افتاد؛ آن‌قدر به آن‌ها خیره شد که انگار داشت فاصله‌ی امنی بین خودش و مرد ایجاد می‌کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تمرین ===&lt;br /&gt;
شخصیتی را تصور کنید که در یک مهمانی است و می‌بیند میزبان، با همان دستی که غذای پخته را لمس کرده، مشت‌اش را برای احوال‌پرسی به سمت او دراز کرده است. بدون استفاده از واژه‌های «انزجار»، «تنفر»، «متنفر»، «کثیف» و «زشت»، احساس او را در ۲۰۰ کلمه توصیف کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== احساسات نزدیک ===&lt;br /&gt;
[[تنفر]]، [[بی‌میلی]]، [[عبرت]]، [[تحقیر]]، [[دل‌خوری]]، [[کینه]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== احساسات متضاد ===&lt;br /&gt;
[[علاقه]]، [[پذیرش،]] [[میل]]، [[اشتیاق]]، [[رضایت]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== واژگان مرتبط ===&lt;br /&gt;
متنفر، زشت، کثیف، ناجور، پلید، مقزن، کریه، زننده، بازدارنده، رذل، حقیر، مریض‌کننده، دل‌خراش، رنج‌آور، ناپسند، مذموم.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Saeed</name></author>
	</entry>
</feed>