مسئولیتپذیری
مسئولیتپذیری
تعریف
مسئولیتپذیری تواناییِ پذیرفتنِ نقش، وظیفه و پیامدهای انتخابهای خود است. فردِ مسئولیتپذیر میداند که رفتارهایش تنها به خودش محدود نمیشوند و بر دیگران، آینده و محیط اطرافش اثر میگذارند. او تلاش نمیکند همیشه همهچیز را کنترل کند، اما سهمِ خود را در هر موقعیت میپذیرد. تفاوت مسئولیتپذیری با احساسِ گناه در این است که احساسِ گناه فرد را در گذشته نگه میدارد، اما مسئولیتپذیری او را به سمتِ اصلاح و عمل هدایت میکند. تفاوت آن با اجبار نیز در این است که فردِ مسئولیتپذیر از رویِ انتخاب و درکِ ارزشها عمل میکند، نه فقط از ترسِ تنبیه. در داستان، مسئولیتپذیری یکی از نشانههای بلوغِ شخصیت است؛ لحظهای که فرد به جایِ پرسیدنِ «چه کسی مقصر است؟» میپرسد «من چه کاری میتوانم انجام دهم؟»
نقش مسئولیتپذیری در داستان
مسئولیتپذیری معمولاً در موقعیتهای زیر ظاهر میشود و شخصیت را آشکار میکند:
پذیرفتنِ نتیجهی یک تصمیمِ اشتباه.
مراقبت از کسانی که به فرد وابستهاند.
انجام دادنِ کاری که وعده داده شده است.
اعتراف به کوتاهی و تلاش برای جبران.
انتخابِ وظیفه در برابرِ راحتیِ شخصی.
ایستادن پایِ تصمیمی که گرفته شده است.
شدتهای مسئولیتپذیری
انجامِ وظایفِ شخصی ← پاسخگویی ← پذیرفتنِ پیامدها ← مراقبت از دیگران ← فداکاری برای یک ارزش بزرگتر
نشانههای ظاهری
چهره
حالتِ تمرکز و توجه.
جدیت بدونِ خشکی.
آرامش در برابرِ مشکلات.
چهرهای که نشان میدهد فرد آمادهی روبهرو شدن است.
چشمها
نگاهِ مستقیم به مسئله.
فرار نکردن از نتیجهی کارها.
توجه به نیازهای دیگران.
نگاهِ همراه با دقت و مراقبت.
دهان
گفتنِ «من انجامش میدهم».
پذیرفتنِ اشتباه بدونِ توجیه.
عذرخواهیِ واقعی.
کمتر وعده دادن و بیشتر عمل کردن.
دستها
انجام دادنِ کاری که باید انجام شود.
تعمیر کردنِ چیزی که آسیب دیده است.
کمک کردن در زمانِ نیاز.
به پایان رساندنِ کارهای نیمهتمام.
بدن
حضورِ ثابت در موقعیتهای دشوار.
تحملِ فشار.
آماده بودن برای اقدام.
نپذیرفتنِ نقشِ قربانیِ همیشگی.
زبان بدن
بدنِ فردِ مسئولیتپذیر، پیامِ حضور و پاسخگویی میدهد:
هنگامِ مشکل ناپدید نمیشود.
پشتِ دیگران پنهان نمیشود.
آمادهی روبهرو شدن است.
میانِ حرف و عملش هماهنگی وجود دارد.
تغییرات صدا
لحنِ مطمئن و آرام.
صحبت کردن بدونِ دفاعِ افراطی.
پذیرشِ انتقاد بدونِ حمله.
استفاده از جملاتِ روشن:
«من اشتباه کردم.»
«من باید این بخش را اصلاح کنم.»
«راهِ جبرانش را پیدا میکنم.»
واکنشهای جسمانی
تحملِ فشارِ ناشی از مسئولیت.
حفظِ تمرکز در شرایطِ دشوار.
کنترلِ واکنشهای هیجانی.
تواناییِ ماندن در موقعیت به جایِ فرار.
افکار شخصیت
ممکن است شخصیت با خودش فکر کند:
این اتفاق فقط مشکلِ دیگران نیست.
بخشی از این نتیجه به انتخابهای من مربوط است.
اگر کاری از دستم برمیآید، باید انجام دهم.
پذیرفتنِ اشتباه، مرا کوچک نمیکند.
دیگران نباید هزینهی انتخابهای من را بدهند.
رفتارهای رایج
به موقع انجام دادنِ وظایف.
عمل کردن به قولها.
برنامهریزی برای پیامدها.
کمک گرفتن در زمانِ نیاز.
اصلاح کردنِ اشتباهات.
توجه به اثرِ رفتار خود بر دیگران.
مراقبت از منابع، زمان و اعتماد دیگران.
رفتارهایی که الزاماً رخ نمیدهند
یکی از اشتباهات رایج نویسندگان این است که فردِ مسئولیتپذیر را همیشه فداکار، خسته و بدونِ نیازهای شخصی نشان میدهند.
همهی افرادِ مسئولیتپذیر:
همهی مشکلات را به تنهایی حل نمیکنند.
همیشه موفق نمیشوند.
هیچ اشتباهی نمیکنند.
نیازهای خود را نادیده نمیگیرند.
مسئولیتپذیری یعنی پذیرفتنِ سهمِ خود، نه حمل کردنِ تمامِ بارِ جهان.
اشتباهات رایج نویسندگان
او آدمِ مسئولیتپذیری بود.
همیشه به همه کمک میکرد.
هیچوقت اشتباه نمیکرد.
کلیشهها
مسئولیتپذیری فقط انجام دادنِ کارهای بزرگ نیست.
گاهی مسئولیتپذیری:
پاسخ دادن به پیامی است که کسی منتظرش است.
اعتراف به یک اشتباه کوچک پیش از بزرگ شدنِ آن است.
مراقبت از قولی است که هیچکس یادآوری نمیکند.
قبول کردنِ نتیجهی انتخابی است که خودت کردهای.
انجام دادنِ کار درست حتی وقتی کسی نگاه نمیکند.
نمونههای کوتاه
میتوانست دیگران را مقصر بداند، اما حقیقت را گفت.
کلید را برداشت و برگشت تا چیزی را که خراب کرده بود درست کند.
خسته بود، اما کاری را که قول داده بود انجام داد.
نگفت «نمیدانستم»؛ گفت «باید بهتر عمل میکردم».
وقتی همه دنبالِ راهِ فرار بودند، ماند و کمک کرد.
اشتباه کرد، اما پشتِ اشتباهش پنهان نشد.
نمونه داستانی تألیفی
وقتی فهمید تصمیمِ او باعثِ بهوجود آمدنِ مشکل شده، اولین واکنشش پیدا کردنِ دلیل بود. میتوانست بگوید شرایط مناسب نبود، دیگران کمک نکردند یا کسی به او هشدار نداده بود. چند دقیقه همهی این جملهها را در ذهنش مرور کرد. اما بعد به چهرهی کسانی نگاه کرد که منتظرِ راهحل بودند. آرام گفت: «این بخش با من بود. باید درستش کنم.» هیچکس تشویقش نکرد. مشکل هم همان لحظه حل نشد. اما از همان لحظه چیزی تغییر کرد؛ او دیگر فقط کسی نبود که در اتفاقات زندگی حضور دارد، کسی بود که نسبت به حضورِ خودش پاسخگوست.
تمرین
شخصیتی را تصور کنید که پس از یک تصمیمِ اشتباه، میتواند همهچیز را انکار کند و خود را بیگناه نشان دهد، اما انتخاب میکند با پیامدهای آن روبهرو شود.
بدون استفاده از واژههای «مسئولیتپذیری»، «اشتباه»، «تقصیر»، «جبران» و «وظیفه»، تحولِ درونی و رفتار او را در حدود ۲۰۰ کلمه توصیف کنید.
احساسات نزدیک
تعهد، بلوغ، اعتماد، وفاداری، احترام، افتخار، اراده
احساسات متضاد
بیمسئولیتی، فرار، انکار، خودخواهی، بیتفاوتی، قربانیبودن
واژگان مرتبط
پاسخگو، متعهد، قابلاعتماد، وظیفهشناس، مسئول، متعهدانه، مراقب، دقیق، بالغ، قابلِ اتکا، پایبند، جدی، درستکار، امین