سوگواری

از شهر داستان‌نویسان گالیمالوا
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سوگواری

تعریف

سوگواری (Mourning) فرایندی فعال، طولانی‌مدت و اغلب اجتماعی برای پردازشِ یک فقدان بزرگ (معمولاً مرگ) است. تفاوت سوگواری با «ماتم» و «اندوه» در این است که ماتم لحظه‌ی انفجارِ اولیه است و اندوه حالتِ درونی و پنهان است، اما «سوگواری» خودِ فرایندِ سازگاری است؛ مجموعه‌ای از رفتارها، افکار و روندهای روانی که فرد برای عبور از آن فقدان انجام می‌دهد. سوگواری لزوماً با گریه همراه نیست؛ گاهی سوگواری یعنی مرتب کردن کشوهای شخصِ فوت‌شده، گاهی یعنی پختن غذایی که او دوست داشت، و گاهی یعنی رانندگی در مسیری که هر دو با هم می‌رفتند. در داستان، سوگواری به زمانِ روایت عمق می‌بخشد و نشان می‌دهد که چگونه شخصیت سعی می‌کند با یک جهانِ تغییر یافته کنار بیاید.

نقش سوگواری در داستان

سوگواری معمولاً در موقعیت‌های زیر ظاهر می‌شود و بُعد زمانیِ داستان را باز می‌کند:

  • روزها و هفته‌های پس از یک ختم و برگشتن به خانه‌ی خالی
  • اولین اعیاد یا مناسبت‌ها بدون حضور فرد از دست رفته (مثل عید نوروز یا سالگرد ازدواج)
  • مواجهه با مکان‌ها یا اشیایی که حاوی خاطره هستند (مثل رستورانِ محبوب یا یک عطر خاص)
  • مرور عکس‌ها، نوارهای صوتی یا پیام‌های قدیمی
  • لحظاتی که شخصیت متوجه می‌شود به صورت عادی به سمت شخص فراخوانده یا می‌خواهد به او خبر دهد (و سپس به واقعیت پی می‌برد)

شدت‌های سوگواری

انکار و شوک ← سوگواری فعال (گریه، رفتارهای آیینی) ← ادای دین عاطفی (بازگشت تدریجی به زندگی) ← تطبیق و ادغام فقدان

نشانه‌های ظاهری

چهره

  • خستگیِ عمیق و ماندگار در خطوط صورت
  • رنگ‌پریدگی ملموس اما نه به شدت شوک اولیه
  • آرامشِ ظاهری اما بدون هیچ‌گونه درخشش یا لطافت
  • اخم‌های بسیار خفیفِ ناشی از تلاش برای تمرکز

چشم‌ها

  • پف کردن و قرمزی مزمنِ پلک‌ها (حتی در روزهایی که گریه نمی‌کند)
  • نگاه‌های گاه‌به‌گاه به جای خالی (مثلاً صندلی که او می‌نشست)
  • خیره شدن‌های طولانی و بدون تمرکز به وسایل روزمره
  • مکثِ نگاه روی عکس‌ها

دهان

  • آه‌های عمیق، منظم و بی‌صدا که بخشی از ریتم تنفس او شده‌اند
  • کاهش شدید میل به غذا (مکث‌های طولانی سر میز غذا)
  • لبخند زدنِ ناگهانی به یک خاطره و سپس فرو ریختنِ فوری آن لبخند
  • زمزمه کردن‌های بی‌صدا در حین انجام کارهای تنها

دست‌ها

  • لمسِ آرام و مکررِ اشیاء متعلق به فرد از دست رفته (مثل لمسِ صفحه‌ی گوشی خاموش یا خمیر کردن پارچه‌ی لباسش)
  • نگه داشتنِ یک شیء یادگاری در جیب و لمس آن در طول روز
  • انجام دادنِ کارهای روزمره با حرکات بسیار کندِ دست‌ها
  • مالیدنِ خستگی از چشم‌ها

بدن

  • قوز کردنِ خفیف اما دائمی (انگار شانه‌ها بار سنگینی را حمل می‌کنند)
  • قدم زدنِ بسیار آرام و سنگین (فقدانِ شتابِ زندگی)
  • احساس خستگیِ مزمن حتی پس از خواب کافی
  • پیچیدن در پتو یا پوشیدن لباس‌های گرم برای ایجاد احساس امنیت

= زبان بدن

بدن در حالت سوگواری، در حالِ انزوای تدریجی و محافظت از خود در برابر جهان بیرون است.

  • اشغال کردن فضای کمتر از حد معمول (جمع شدن در یک گوشه‌ی مبل).
  • دست‌ها اغلب روی بدن (سینه یا شکم) قرار دارند.
  • عدم تمایل به تماس فیزیکی با دیگران (به جز افراد بسیار نزدیک).
  • حرکات بسیار اقتصادی و بدون انرژی اضافی.

تغییرات صدا

  • صحبت کردن با سرعت بسیار کم و لحنی یکنواخت
  • فراموش کردنِ کلمات وسط جمله (عدم تمرکز روی کلمات)
  • مکث‌های طولانی و غیرارادی در وسط جملات عادی
  • گاهی استفاده از زمانِ حال برای فرد فوت‌شده (مثلاً: «او الان اینجا بود... آخ ببخشید، می‌خواست بود.»)
  • کاهش ناگهانی صدا به یک زمزمه هنگام یادآوری

واکنش‌های جسمانی

  • احساس سنگینیِ مداوم در قفسه سینه (نه تیغه، بلکه یک وزنِ خفیف و دائمی)
  • احساس تهوع خفیف یا بی‌اشتهایی (تغییرات معده در اثر غم)
  • اختلال خواب (بیدار شدن در ساعت‌های خاصی که قبلاً با او بیدار می‌شدند)
  • افت انرژی و احساس خستگیِ استخوانی

افکار شخصیت

ممکن است شخصیت با خودش فکر کند:

  • چطور می‌تونم بدون اون این کار رو بکنم؟
  • هنوز منتظرم در بشینه.
  • کاش یک بار دیگه صداشو می‌شنیدم.
  • این غذا رو خودش درست می‌کرد، من نمی‌تونم درستش کنم.
  • دنیا بدون اون چقدر بی‌معنی به نظر می‌رسه.

رفتارهای رایج

  • مرتب کردنِ وسایل شخصِ فوت‌شده با دقتِ وسواس‌گونه و جابجا نکردن آن‌ها
  • خریدنِ گل برای مزار و گذاشتن آن روی قبر
  • گوش دادن به وویس‌نُت‌ها (Voicenote) یا پیام‌های صوتیِ قدیمیِ او
  • اجتناب از رفتن به مکان‌هایی که خاطره‌ی مشترک دارند
  • پخش کردنِ آهنگ‌های مورد علاقه‌ی او در ماشین

رفتارهایی که الزاماً رخ نمی‌دهند

یکی از اشتباهات رایج نویسندگان این است که فرد سوگوار را همیشه در حال گریه، پوشیدن سیاه و بی‌خروجی از خانه نشان می‌دهند. همه افرادِ در حال سوگواری:

  • مدام گریه نمی‌کنند.
  • لباس مشکی نمی‌پوشند.
  • خانه را ترک نمی‌کنند.

ممکن است شخصیتی در میانه‌ی سوگواری، پرانرژی‌ترین فرد محل کار باشد، با دوستانش بخندد و شب‌ها به مهمانی برود؛ اما در خلوت، نتوانستن خودش را در آینه تماشا کند. گاهی سوگواری با کار بیش از حد (Overworking) برای فرار از مواجهه با درد پنهان می‌شود.

اشتباهات رایج نویسندگان

  • او در سوگواری بود.
  • سوگواری وجودش را فرا گرفته بود.
  • نگاهش پر از سوگواری بود.

کلیشه‌ها

سوگواری فقط زانوی غم بغل گرفتن روی قبر نیست. گاهی سوگواری:

  • ریختن دو فنجان چای در صبحانه و نگاه کردن به فنجان اضافی است.
  • خندیدن به یک خاطره‌ی خنده‌دار و ناگهان بهت زدن و بی‌قراری شدید است.
  • روشن نکردن چراغِ اتاق خواب او و بستن درِ اتاق است.
  • رفتن به سوپرمارکت و خریدن یک برند خاص از شامپو چون فقط او از آن برند استفاده می‌کرد است.

نمونه‌های کوتاه

  • دو فنجان چای ریخت، به فنجان دوم نگاه کرد، آن را لیوان کرد و در سینک خالی کرد.
  • عطرش را از روی میز برداشت، دربش را باز کرد و بست؛ فقط برای اینکه بویش را حس کند.
  • در مسیر برگشت، ناخودآگاه به سمت خیابان فرعی چرخید و وسط راه متوقف شد.
  • لبخند زد، اما بلافاصله دستش را روی دهانش گذاشت و سرش را پایین انداخت.
  • تیشرت قدیمی‌اش را پوشید؛ آستینش بلند بود، اما بوی او را می‌داد.
  • جواب تلفن را داد و گفت: «بله، من خونه‌ام»، در حالی که اتاق خالی‌تر از همیشه بود.

نمونه داستانی تألیفی

جعبه‌ی نوارها را از زیر تخت بیرون کشید. سال‌ها بود به آن‌ها دست نزده بود. نوار کاستی را که رویش نوشته بود «تولد ۷۳ - مهمونی» داخل دستگاه گذاشت. صدای خش‌دار نوار شروع شد. صدای خنده‌ی او، صدای پدرم و صدای ریختن فشفشه در پس‌زمینه. نفس عمیقی کشید. چشمانش را بست و به صندلی تکیه داد. نوار تمام شد. صدای سکوتِ پس از آن، وحشتناک‌تر از خود نوار بود. دکمه‌ی بازگشت را زد. دوباره صدای خنده‌اش بلند شد. این بار لبخند زد؛ گرم، واقعی و پر از درد. دستش را روی دستگاه گذاشت و اجازه داد دوباره تمام شود.

تمرین

شخصیتی را تصور کنید که شش ماه پس از مرگ همسرش، در حال پختن ناهار است و ناگهان متوجه می‌شود که به صورت عادی دو تا تخم‌مرغ در تابه شکسته است (در حالی که همسرش فقط یک تخم‌مرغ می‌خورد). بدون استفاده از واژه‌های «سوگواری»، «غمت»، «اندوه»، «گریه» و «یادآوری»، احساس شخصیت را در ۲۰۰ کلمه توصیف کنید.

احساسات نزدیک

اندوه، ماتم، حسرت، دلتنگی، تنهایی، غربت

احساسات متضاد

شادی، وجد، حضور، صمیمیت، رهایی

واژگان مرتبط

سوگوار، عزادار، اندوهگین، غمگین، دلتنگ، سوخته، رهاشده، بی‌تاب، خسته، بی‌رمق، محتضر، ساکت، سنگین.