جاه‌طلبی

از شهر داستان‌نویسان گالیمالوا
پرش به ناوبری پرش به جستجو

جاه‌طلبی

تعریف

جاه‌طلبی نیروی درونیِ میل به پیشرفت، دستیابی به جایگاه بالاتر، خلقِ دستاوردهای بزرگ‌تر یا عبور از محدودیت‌های فعلی است. فردِ جاه‌طلب معمولاً نمی‌خواهد در وضعیتِ موجود باقی بماند و احساس می‌کند ظرفیتِ بیشتری برای رشد، موفقیت یا تأثیرگذاری دارد. جاه‌طلبی ذاتاً مثبت یا منفی نیست؛ ارزشِ آن به هدف، روش و هزینه‌ای بستگی دارد که فرد برای رسیدن به آن می‌پردازد. تفاوت جاه‌طلبی با طمع در این است که جاه‌طلبی می‌تواند از میل به رشد و ساختن سرچشمه بگیرد، اما طمع معمولاً بر گرفتنِ بیشتر بدونِ توجه به پیامدها متمرکز است. در داستان، جاه‌طلبی یکی از قدرتمندترین نیروهای شخصیت‌پردازی است؛ زیرا می‌تواند قهرمان را به سوی شکوه و موفقیت ببرد یا او را به نابودی، غرور و از دست دادنِ ارزش‌هایش بکشاند.

نقش جاه‌طلبی در داستان

جاه‌طلبی معمولاً در موقعیت‌های زیر ظاهر می‌شود و مسیرِ شخصیت را تعیین می‌کند:

تلاش برای رسیدن به جایگاهی که دیگران تصورش را غیرممکن می‌دانند.

اثباتِ ارزشِ خود به جهان یا به کسانی که او را دست‌کم گرفته‌اند.

ساختنِ چیزی ماندگار.

شکست دادنِ محدودیت‌های گذشته.

به دست آوردنِ قدرت، شهرت یا نفوذ.

تلاش برای تغییر دادنِ جهان مطابقِ یک باور.

شدت‌های جاه‌طلبی

آرزو برای بهتر شدن ← تلاش برای پیشرفت ← میل شدید به موفقیت ← فدا کردنِ آسایش برای هدف ← وسواس برای پیروزی به هر قیمت

نشانه‌های ظاهری

چهره

تمرکز و اراده.

نگاهِ رو به آینده.

نارضایتی از ماندن در وضعیتِ فعلی.

اعتمادبه‌نفس هنگامِ صحبت درباره‌ی برنامه‌ها.

چشم‌ها

نگاهِ جست‌وجوگر و هدفمند.

دیدنِ فرصت‌هایی که دیگران نمی‌بینند.

تمرکز روی مقصد.

مقایسه‌ی مداومِ وضعیتِ فعلی با جایگاهی که می‌خواهد.

دهان

صحبت درباره‌ی آینده.

بیانِ برنامه‌ها و رؤیاهای بزرگ.

استفاده از جملاتی مانند:

«هنوز به چیزی که می‌خواهم نرسیده‌ام.»

«باید بیشتر از این تلاش کنم.»

«می‌دانم می‌توانم بهتر باشم.»

دفاع از آرزوها در برابرِ کسانی که آن‌ها را غیرواقعی می‌دانند.

دست‌ها

ساختن، تمرین کردن و تلاش مداوم.

جمع‌آوری ابزار و منابع.

کار کردن حتی زمانی که نتیجه فوری نیست.

ایجاد تغییر به جایِ انتظار کشیدن.

بدن

انرژی بالا.

حضور فعال.

آمادگی برای حرکت.

ناتوانی در رضایتِ کامل از سکون.

زبان بدن

بدنِ فردِ جاه‌طلب معمولاً پیامِ حرکت و پیشروی می‌دهد:

به سمتِ فرصت‌ها کشیده می‌شود.

زمان را ارزشمند می‌بیند.

در برابرِ موانع سریع واکنش نشان می‌دهد.

تمایل دارد کنترلِ مسیر را در دست بگیرد.

تغییرات صدا

لحنِ مطمئن هنگامِ صحبت درباره‌ی آینده.

هیجان در بیانِ ایده‌ها.

قاطعیت در تصمیم‌ها.

گاهی لحنِ رقابتی یا دستوری.

واکنش‌های جسمانی

افزایشِ انرژی هنگامِ نزدیک شدن به موفقیت.

بی‌قراری در دوره‌های رکود.

فشارِ ذهنی ناشی از استانداردهای بالا.

دشواری در استراحت کردن.

افکار شخصیت

ممکن است شخصیت با خودش فکر کند:

من برای چیزهای بزرگ‌تری ساخته شده‌ام.

نمی‌خواهم زندگی‌ام معمولی بگذرد.

هنوز فاصله‌ی زیادی با چیزی که می‌توانم باشم دارم.

باید ثابت کنم که توانایی‌اش را دارم.

اگر متوقف شوم، عقب می‌مانم.

رفتارهای رایج

تعیینِ اهداف بزرگ.

یادگیریِ مداوم.

رقابت کردن.

پذیرشِ سختی برای رسیدن به نتیجه.

برنامه‌ریزی بلندمدت.

دنبال کردنِ فرصت‌ها.

تلاش برای بهتر شدن.

رفتارهایی که الزاماً رخ نمی‌دهند

یکی از اشتباهات رایج نویسندگان این است که فردِ جاه‌طلب را همیشه حریص، مغرور یا بی‌رحم نشان می‌دهند.

همه‌ی افرادِ جاه‌طلب:

قدرت‌طلب نیستند.

دیگران را قربانی نمی‌کنند.

از موفقیتِ دیگران ناراحت نمی‌شوند.

روابط را فدای هدف نمی‌کنند.

جاه‌طلبی می‌تواند نیرویی برای خلق، خدمت، پیشرفت و تغییر مثبت باشد.

اشتباهات رایج نویسندگان

او جاه‌طلب بود.

می‌خواست قدرتمند شود.

برای موفقیت هر کاری می‌کرد.

کلیشه‌ها

جاه‌طلبی فقط رسیدن به مقام و ثروت نیست.

گاهی جاه‌طلبی:

تبدیل شدن به بهترین نسخه‌ی خود است.

ساختنِ اثری است که سال‌ها باقی بماند.

ثابت کردنِ اینکه گذشته نمی‌تواند آینده را تعیین کند.

شکستنِ چرخه‌ای است که نسل‌ها ادامه داشته.

تلاش برای انجامِ کاری است که هیچ‌کس پیش از تو انجام نداده.

نمونه‌های کوتاه

همه گفتند غیرممکن است؛ او شروع کرد به ساختنِ اولین قدم.

موفق شد، اما هنوز به جایگاهِ بعدی فکر می‌کرد.

شکست را پایان ندید؛ آن را اطلاعاتی برای حرکتِ بعدی دانست.

نمی‌خواست فقط دیده شود؛ می‌خواست اثر بگذارد.

هر پله‌ای که بالا رفت، پله‌ی بعدی را می‌دید.

بزرگ‌ترین دشمنش، تصویرِ کوچک‌تری بود که دیگران از او ساخته بودند.

نمونه داستانی تألیفی

وقتی کودک بود، همیشه از پنجره‌ی ساختمان‌های بلند را نگاه می‌کرد و تصور می‌کرد روزی در یکی از آن‌ها ایستاده است. دیگران می‌گفتند رؤیاهایش بزرگ‌تر از توانایی‌هایش هستند، اما او این جمله را نه به عنوانِ هشدار، بلکه به عنوانِ دعوتی برای اثبات کردن می‌شنید. سال‌ها تلاش کرد، شکست خورد، دوباره شروع کرد و چیزهایی را از دست داد که دیگران حاضر نبودند برای موفقیت از دست بدهند. اما در مسیر، آرام‌آرام فهمید که رسیدن به قله تنها مسئله نیست؛ مهم این است که وقتی آنجا ایستاد، هنوز همان انسانی باشد که برای رسیدن به آنجا شروع کرده بود.

تمرین

شخصیتی را تصور کنید که فرصتِ رسیدن به جایگاهی بزرگ را پیدا کرده، اما برای رسیدن به آن باید میانِ ارزش‌های شخصی و خواسته‌ی بزرگش یکی را انتخاب کند.

بدون استفاده از واژه‌های «جاه‌طلبی»، «قدرت»، «موفقیت»، «هدف»، «پیروزی» و «ارزش»، کشمکشِ درونیِ او را در حدود ۲۰۰ کلمه توصیف کنید.

احساسات نزدیک

اراده، میل، اشتیاق، جسارت، اعتمادبه‌نفس، امید

احساسات متضاد

رضایت، بی‌تفاوتی، تسلیم، ترس، خودکم‌بینی، ناامیدی

واژگان مرتبط

بلندپروازی، آرمان‌خواهی، بلندهمتی، ambition، هدف‌گرایی، پیشرفت‌طلبی، ترقی‌خواهی، میل به برتری، تلاش‌گری، کمال‌طلبی، انگیزه، اراده، بلندپروازی