انتظار
انتظار
تعریف
انتظار احساسی است که در آن، ذهن و احساسِ فرد میان اکنون و آینده معلق میماند و تمام توجه او به رخدادی دوخته میشود که هنوز اتفاق نیفتاده است. این احساس میتواند با امید، اضطراب، اشتیاق، نگرانی یا حتی ترس همراه باشد و شدت آن به اهمیتِ نتیجه و میزانِ ابهام بستگی دارد. برخلاف صبر که بیشتر یک انتخاب و توانایی برای تحمل زمان است، انتظار تجربهای عاطفی و ذهنی است که شخصیت را مدام به سمت لحظهی پیشِ رو میکشد. در داستان، انتظار کششِ نامرئیِ روایت است؛ فاصلهای که شخصیت را میان «آنچه هست» و «آنچه قرار است باشد» نگه میدارد.
نقش انتظار در داستان
انتظار معمولاً در موقعیتهای زیر ظاهر میشود و تعلیق یا کشمکش داستان را افزایش میدهد:
منتظر ماندن برای بازگشتِ عزیزی از سفر یا جنگ.
چشم دوختن به نتیجهی یک آزمون، دادگاه یا مصاحبه.
انتظار برای دریافت خبری سرنوشتساز.
ایستادن در قرارِ ملاقات با کسی که دیر کرده است.
سپری کردن ساعتهای پیش از یک عمل جراحی.
شمارش روزها تا رسیدن به یک رویداد مهم.
شدتهای انتظار
چشمبهراهی ← انتظار ← بیقراری ← التهابِ انتظار ← فرسایشِ انتظار
نشانههای ظاهری
چهره
نگاههای مکرر به اطراف
تغییر مداوم حالت صورت با هر نشانهی تازه
لبهایی که گاه روی هم فشرده میشوند
ابروهایی که با کوچکترین صدا یا حرکت بالا میروند
چشمها
خیره شدن به در، پنجره، ساعت یا تلفن
جستوجوی مداوم محیط
پلک زدنهای کمتر هنگام تمرکز
چرخیدن سریع نگاه با شنیدن هر صدا
دهان
گاز گرفتن لب
بازدمهای کوتاه
زمزمههای بیاختیار
خشک شدن دهان در انتظارِ خبری مهم
دستها
نگاه کردن مکرر به ساعت
بازی کردن با انگشتها یا اشیای کوچک
چک کردن مداوم گوشی
مشت و باز کردن آرام دستها
بدن
راه رفتن رفتوبرگشتی
جابهجا شدن مداوم روی صندلی
ایستادن نزدیک در یا پنجره
نیمخیز شدن با هر صدای تازه
زبان بدن
بدنِ فردِ منتظر، پیوسته آمادهی واکنش است.
حرکتهای ناتمام و ناآرام.
تغییر مکرر وضعیت بدن.
توجه کامل به نشانههای محیط.
توقف ناگهانی حرکتها با هر احتمالِ رسیدنِ خبر.
تغییرات صدا
مکثهای بیشتر
پاسخهای حواسپرت
تغییر ناگهانی لحن با شنیدن خبر
نفسهای عمیق یا کوتاه
تکرار پرسشهایی مانند «هنوز خبری نشده؟»
واکنشهای جسمانی
افزایش هوشیاری
بالا رفتن ضربان قلب در لحظههای حساس
احساس کش آمدن زمان
بیقراری عضلانی
کاهش تمرکز بر کارهای دیگر
خستگیِ ذهنی در انتظارهای طولانی
افکار شخصیت
ممکن است شخصیت با خودش فکر کند:
چرا اینقدر طول کشید؟
نکنه اتفاقی افتاده باشه.
شاید همین الان خبرش برسه.
فقط چند دقیقهی دیگه...
کاش زمان زودتر بگذره.
رفتارهای رایج
نگاه کردن مداوم به ساعت
چک کردن چندبارهی تلفن
گوش دادن به کوچکترین صدا
قدم زدن در یک مسیر کوتاه
مرور احتمالات مختلف در ذهن
قطع کردن کارها برای توجه به هر نشانه
رفتارهایی که الزاماً رخ نمیدهند
یکی از اشتباهات رایج نویسندگان این است که شخصیتِ منتظر را همیشه بیقرار و مضطرب نشان میدهند.
همهی افرادی که در انتظار هستند:
مدام قدم نمیزنند.
ساعت را هر دقیقه نگاه نمیکنند.
نگرانی خود را بروز نمیدهند.
بیحوصله به نظر نمیرسند.
ممکن است شخصیتی کاملاً آرام به کتاب خواندن ادامه دهد، اما هر بار که صدای آسانسور یا زنگ در را میشنود، چشمهایش بیاختیار از روی صفحه جدا شود. گاهی انتظار در یک مکث کوتاه آشکار میشود، نه در رفتاری نمایشی.
اشتباهات رایج نویسندگان
در انتظار فرو رفت.
با اضطراب منتظر ماند.
انتظار تمام وجودش را فرا گرفت.
کلیشهها
انتظار فقط قدم زدن کنار پنجره یا نگاه کردن به ساعت نیست.
گاهی انتظار:
نگه داشتنِ صدای اعلانِ گوشی روی بلندترین حالت است.
نیمهکاره رها کردن یک فنجان چای تا سرد شود.
چند بار خواندن یک صفحه، بدون اینکه معنایش در ذهن بماند.
باز کردن پرده با شنیدن صدای هر ماشینی است.
خوابیدن با لباس، فقط برای اینکه اگر زنگ خورد، آماده باشد.
نمونههای کوتاه
هر بار آسانسور توقف میکرد، سرش را از روی کتاب بلند میکرد.
پیامرسان را بست و چند ثانیه بعد دوباره بازش کرد.
چای روبهرویش سرد شد؛ هنوز دست به فنجان نزده بود.
با شنیدن صدای ترمز، بیاختیار از جا بلند شد.
عقربهی ثانیهشمار را تا یک دور کامل دنبال کرد.
گوشی را روی میز گذاشت، اما دستش از کنارش دور نشد.
نمونه داستانی تألیفی
باران آرام روی شیشه میخورد. لیوان چای کنار دستش بخار نمیکرد؛ مدتها بود که سرد شده بود. کتابی روی زانوهایش باز مانده بود، اما از نیم ساعت پیش هنوز همان جمله را نگاه میکرد. صدای موتور هر ماشینی که از کوچه میگذشت، سرش را بالا میآورد. گوشی را برداشت؛ صفحه روشن شد، هیچ اعلان تازهای نبود. دوباره خاموشش کرد، اما چند لحظه بعد بیاختیار دکمه را فشرد. عقربههای ساعت آرام جلو میرفتند، انگار با او سر ناسازگاری داشتند. از پشت پنجره، چراغهای خیابان یکییکی روشن میشدند. دستش را روی لبهی پنجره گذاشت. نه کاری برای انجام دادن مانده بود و نه چیزی برای تغییر دادن؛ فقط کافی بود یک صدا، یک پیام یا یک زنگ، این سکوتِ کشدار را بشکند.
تمرین
شخصیتی را تصور کنید که پشت درِ اتاق عمل نشسته و منتظر پایان جراحیِ مادرش است.
بدون استفاده از واژههای «انتظار»، «منتظر»، «چشمبهراه»، «بیقراری» و «صبر»، احساس او را در حدود ۲۰۰ کلمه توصیف کنید.
احساسات نزدیک
چشمبهراهی، امید، اضطراب، تعلیق، اشتیاق، نگرانی، دلهره
احساسات متضاد
قطعیت، آسودگی، اطمینان، رهایی، پایان، آرامش
واژگان مرتبط
چشمبهراه، مترصد، معلق، امیدوار، نگران، مشتاق، دلواپس، گوشبهزنگ، مترقب، در تعلیق، آماده، خیره