احترام
احترام
تعریف
احترام احساسی عمیق، متعادل و آگاهانه است که در آن، فرد برای ارزش، کرامت، توانایی، جایگاه، مرزها یا شخصیتِ دیگری یا حتی خودش، اهمیت قائل میشود و رفتار خود را بر اساس این ارزش تنظیم میکند. احترام لزوماً با محبت، علاقه یا صمیمیت همراه نیست؛ ممکن است شخصیتی کسی را دوست نداشته باشد، اما همچنان برای حقوق، توانایی یا شأن او احترام قائل باشد. برخلاف ترس که از قدرت ناشی میشود، احترام از پذیرش ارزش و شایستگی سرچشمه میگیرد. در داستان، احترام بنیانِ روابط سالم، اعتماد و همکاری است و میتواند میان دشمنان نیز وجود داشته باشد.
نقش احترام در داستان
احترام معمولاً در موقعیتهای زیر ظاهر میشود و کیفیت روابط شخصیتها را شکل میدهد:
قدردانی از تجربه و خردِ یک استاد یا بزرگتر.
رعایت مرزهای شخصیِ دیگران.
پذیرش تواناییِ رقیبی که شایستگی خود را ثابت کرده است.
گوش دادنِ کامل به سخنِ دیگری، حتی در صورت اختلاف نظر.
حفظ کرامتِ فردی که در موقعیت ضعف قرار گرفته است.
پایبندی به اصول و قوانین برای حفظ شأن دیگران.
شدتهای احترام
توجه ← احترام ← ارج نهادن ← تکریم ← ستایش
نشانههای ظاهری
چهره
حالت آرام و پذیرا
لبخندی ملایم و صادقانه
نگاهی بدون تحقیر یا برتری
تمرکز هنگام شنیدن سخنِ دیگری
چشمها
تماس چشمیِ متعادل
نگاهِ attentive و متمرکز
پرهیز از نگاههای تمسخرآمیز یا بیاعتنا
توجه به واکنشهای طرف مقابل
دهان
سخن گفتن با ادب و سنجیدگی
پرهیز از قطع کردن حرف دیگران
استفاده از واژههای محترمانه
لحنِ آرام و متعادل
دستها
پرهیز از اشارههای تحقیرآمیز
حرکتهای کنترلشده
دست دادن یا سلام کردن با توجه و ادب
باز بودن حالت دستها هنگام گفتوگو
بدن
ایستادن یا نشستن با وقار
حفظ فاصلهی مناسب
رو به طرف مقابل قرار گرفتن
اجتناب از حالتهای بیاعتنا یا متکبرانه
زبان بدن
بدنِ فردِ محترمشمار، حضورِ دیگری را به رسمیت میشناسد.
گوش دادن فعال.
حفظ مرزهای شخصی.
حرکتهای سنجیده و آرام.
توجه به آسایشِ طرف مقابل.
تغییرات صدا
لحنِ مؤدب و متعادل
پرهیز از فریاد یا تحقیر
سرعت طبیعی در بیان
اجازه دادن به دیگری برای کامل کردن حرفش
تأکید بر گفتوگوی محترمانه
واکنشهای جسمانی
آرامش عضلانی
تمرکز بر ارتباط
کنترل هیجانهای آنی
آمادگی برای شنیدن
کاهش رفتارهای تدافعی
حفظ ثبات در برخورد
افکار شخصیت
ممکن است شخصیت با خودش فکر کند:
حرفش ارزش شنیدن دارد.
حق دارد نظر خودش را داشته باشد.
باید با انصاف قضاوتش کنم.
نمیخوام کرامتش آسیب ببینه.
حتی اگر مخالفم، حقش را نادیده نمیگیرم.
رفتارهای رایج
گوش دادن بدون قطع کردن سخن
رعایت حریم شخصی
پذیرش تفاوت دیدگاهها
قدردانی از تلاش دیگران
رعایت نوبت در گفتوگو
رفتار منصفانه با مخالفان
رفتارهایی که الزاماً رخ نمیدهند
یکی از اشتباهات رایج نویسندگان این است که شخصیتِ محترم را همیشه مطیع، آرام یا موافق نشان میدهند.
همهی افرادی که احترام میگذارند:
موافقِ طرف مقابل نیستند.
از انتقاد کردن پرهیز نمیکنند.
احساس صمیمیت ندارند.
از موضع خود عقبنشینی نمیکنند.
ممکن است شخصیتی با تصمیمِ دیگری مخالفتی جدی داشته باشد، اما همچنان با ادب، انصاف و رعایتِ کرامت او رفتار کند. احترام به معنای تسلیم یا تأیید نیست.
اشتباهات رایج نویسندگان
احترام زیادی برایش قائل بود.
با نهایت احترام رفتار کرد.
احترام در نگاهش موج میزد.
کلیشهها
احترام فقط بلند شدن هنگام ورودِ کسی یا استفاده از القاب رسمی نیست.
گاهی احترام:
صبر کردن تا دیگری حرفش را کامل کند است.
اعتراف کردن به اشتباه، حتی وقتی کسی متوجه آن نشده است.
نخواندنِ دفترچهی شخصیِ دیگری، با وجودِ کنجکاوی.
تشکر کردن از کارگری است که کسی حضورش را نمیبیند.
پذیرفتنِ شکست در برابر رقیبی شایسته، بدون بهانه آوردن است.
نمونههای کوتاه
تا حرفش تمام نشد، چیزی نگفت.
صندلی را برای او کنار کشید، بیآنکه نمایش بدهد.
مخالفتش را آرام بیان کرد و منتظر پاسخ ماند.
پرونده را بست و گفت: «اول نظر شما رو میشنوم.»
بعد از پایان مسابقه، دستِ رقیبش را فشرد.
نامه را بدون باز کردن، به صاحبش برگرداند.
نمونه داستانی تألیفی
جلسه نزدیک به پایان بود. همه با هم حرف میزدند و صداها روی هم افتاده بود. پیرمردی که گوشهی میز نشسته بود، چند بار خواست چیزی بگوید، اما کسی فرصت نداد. او دستش را آرام بالا آورد و گفت: «اجازه بدید اول حرف ایشون رو بشنویم.» اتاق ساکت شد. همه نگاهشان را به پیرمرد دوختند. مرد سالخورده مکثی کرد، لبخند زد و شروع به صحبت کرد. او تمام مدت بدون قطع کردن، به دقت گوش داد و فقط وقتی سخنانش تمام شد، نظر خودش را مطرح کرد. شاید با همهی گفتههای او موافق نبود، اما هیچوقت ارزشِ شنیده شدنش را انکار نکرد.
تمرین
شخصیتی را تصور کنید که در یک رقابت سخت شکست خورده، اما هنگام اهدای جایزه، با صداقت برای رقیبش دست میزند.
بدون استفاده از واژههای «احترام»، «تکریم»، «ادب»، «حرمت» و «ارج»، احساس او را در حدود ۲۰۰ کلمه توصیف کنید.
احساسات نزدیک
اعتماد، تحسین، قدردانی، پذیرش، ارزشگذاری، فروتنی، انصاف
احساسات متضاد
تحقیر، بیاعتنایی، تمسخر، تکبر، توهین، نفرت، بیحرمتی
واژگان مرتبط
محترم، مؤدب، منصف، فروتن، باوقار، ارزشگذار، ملاحظهکار، بزرگمنش، متین، بااخلاق، شنوا، شایستهشناس